در دو پست پیشین در خصوص مشکل کنش پریشی Dyspraxia مطالبی را به رشته تحریر در آوردم و حال نوبت به نگارش تمرینهای سودمند برای کار با کودکان مبتلا به کنش پریشی رسیده است .
پیش از پیشنهاد تمرینات ، اجازه می خواهم تا توصیه های مهمی را در خصوص نحوه ی کار با کودکان مبتلا به کنش پریشی به شما داشته باشم . در حقیقت به نظر من ، آنچه تفاوت بین راندمان جلسه ی کار با کودک مبتلا به کنش پریشی را عیان می کند ، دانستن تمرین ها نیست ، بلکه بیش و پیش از آن ، شیوه ی کار گرفتن از این کودکان است که می بایست با دقت به آن توجه داشت .
توصیه 1 ) این کودکان دچار مشکلات شدید در زمینه اعتماد به نفس هستند . سعی کنید تا جای ممکن موقع صحبت کردن با ایشان لبخند بزنید ، به لحن صدایتان دقت کنید که با وجود آمرانه بودن و قاطعانه بودن ، تهدید آمیز و خشن نباشد . باور کنید بارها اتفاق افتاده است که وقتی بطور اتفاقی صدای خودم را ضبط کرده ام ، از این همه پرخاش و صدای بلند در کلام خودم حیرت زده گشته ام ! ما آدمها در نقش درمانگر ممکن است وقتی می خواهیم کاری را تاکید کنیم ، با صدای بلند داد بزنیم تا طرف به خودش بیایداما وقتی صدای ضبط شده ی خودمان را بشنویم احساس کنیم که به شدت توهین آمیز و خشن حرف زده ایم .
توصیه 2 ) به علت همین مساله ی اعتماد به نفس ، حتما پیشنهاد می کنم که ابتدا به عنوان Warm Up به مدت 10 دقیقه ، کارهایی که کودکان مطمئنا از پس آن بر می آید و خودش هم می داند که می تواند آنها را انجام دهد از او بخواهید و مدام در واکنش به این که توانست آن کارها را انجام دهد ، چهره تان را متعجب نشان دهید و مدام اظهار تعجب و خوشحالی کنید .
توصیه 3 ) تا جای ممکن مراحل متعدد یک Task چند مرحله ای را بلند بلند برای کودک حلاجی نکنید . این کار باعث گیج تر شدن او می شود . مراحل را برای خودتان ( توی دل خودتان ! ) حلاجی کنید تا دریابید کدام قسمت آن موجب کنش پریشی کودک می شود و تمرین را به گونه ای ارائه دهید که سختی آن مرحله Just Right Challenging باشد . اما مدام برای کودک توضیح ندهید که اول این کار ، بعد این کار ، بعد این کار ....
توصیه 4 ) پس از 5 دقیقه کار سخت ، قبل از این که خود کودک خسته شود و حوصله اش از انجام این کارهای تمرکزی و نیازمند دقت سر برود ، خودتان پیشنهاد استراحت بدهید و به کارهای مورد علاقه کودک بپردازید . دقت داشته باشید که تک تک تمرینات به ظاهر ساده ی در نظر گرفته شده برای کنش پریشی ، برای ما که این مشکل را نداریم کاملا ساده است ، اما برای کودکی که سعی میکند آنها را درست انجام دهد واقعا سخت و طاقات فرسا است . سعی کنید قبل از این که کودک با لجبازی و طول دادن و یا بازی در آوردن یا حتی غرغر و گریه کردن و خود را به خواب زدن و ... خستگی خود را اعلام کند ، شما پیشنهاد استراحت بدهید .
توصیه 5 ) وقتی کودکی از انجام دادن کاری احساس ناامیدی می کند و خود را در برابر انجام آن ناتوان می یابد ، مدام نگویید تو می تونی ، کاری نداره ، ... بهتره سکوت کنیم ، فعالیت را اندکی ساده تر کنیم ، حمایت فیزیکی مان را اندکی بیشتر کنیم ، و وقتی توانست آن را انجام دهد و مکرر تکرار کردیم ، برای بار چندم از کودک در حین انجام آن کار فیلم بگیرید ( با رعایت اخلاقیات مرتبط با تصویربرداری ) و بگذارید خود کودک با چشمان خودش ببیند که توانسته است و از پس آن کار بر آمده است . دیدن خود در حین انجام کاری که سخت می پنداشتش بسیار متقاعد کننده تر و اثر گذار تر از این جمله ی بی خودی است که بگوییم تو می تونی .. تو می تونی .. کاری نداره
توصیه 6 ) گاهی وقت ها درمانگران تصور می کنند علت عدم انجام کاری توسط کودک کنش پریش ، کمبود انگیزه درونی برای تلاش کردن است . به این ترتیب درمانگران کم حوصله که درک درستی از کنش پریشی ندارند ، طاقت و صبر از کف داده و رو به سوی تهدید هایی می آورند : مثلا می گویند : یا این کارو می کنی یا می رم به مامانت می گم ! ، یا می گم مامانت بره بیرون ، یا تا وقتی این کارو نکنی نمی ذارم مامانت بیاد تو اتاق ، یا تا وقتی این کارو نکنی از استراحت خبری نیست و ... باور بفرمایید مگر در موارد خیلی خیلی استثنایی ، اثرات مخرب این گونه انگیزه دادن ها ، بر فوائد آن می چربد و رابطه ی درمانی و تصویر کودک از خود و جلسه ی درمانی را به قهقرا می کشد .
توصیه 7 ) گاهی وقت ها کودکان برای انجام کارهای چند مرحله ای ، ترجیح می دهند از کارهای ساده که تعداد مراحل کمتری دارد استفاده کنند. درمانگر می تواند ابتدا کارهای کم مرحله ( مثلا 2 مرحله ای ) پیشنهاد بدهد و سپس از روش زنجیره سازی استفاده کرده و پس از هر 5 یا 10 بار تکرار ، وقتی آن مراحل ملکه ی ذهن کودک شد ، یک مرحله به ابتدا یا انتهای زنجیره ی مراحل پیشتر آموخته شده اضافه کند . این کار کمک فراوانی به کاهش کنش پریشی و افزایش سرعت یادگیری کودک می کند .
توصیه 8 ) یکی از کارهای جالب برای کاهش کنش پریشی کودکان این است که آن کاری که کودک به راحتی می تواند انجام دهد را اول و آخر مراحل گذاشته و مرحله ی وسطی ، همان مرحله ی سخت باشد . دیده شده است که کودکی که دچار مشکل کنش پریشی است ، با تمرکز کردن بر مرحله هایی که براحتی از پس آن بر می آید ، با سهولت بیشتر و تنیدگی کمتری می تواند از پس مرحله ی سخت بر آید . مثلا کودکی را تصور کنید که از جفت پا پریدن از روی یک ارتفاع 5 سانتی متری هراس دارد و به علت کنش پریشی ، نمی تواند جفت پا بپرد بلکه یک پا یک پا پایین می آید ، اما این کودک به راحتی می تواند توپ را پرتاب کند . از کودک می خواهیم که ابتدا تا 3 بشمارد ، سپس بلافاصله پس از این که پرید ، توپی را که در دست دارد پرتاب کند . تاکید اصلی مان را هم بر پرتاب محکم توپ می کنیم ، نتیجه در بسیاری از مواقع خارق العاده است ، کودک بدون این که خیلی به پرش خودش فکر کرده باشد ، ممکن است جفت پا پریده باشد . سپس این پرش جفت پا را تشویق می کنیم و همین کار را آن قدر از او می خواهیم که پرش جفت پا را در ذهنش کنش سازی کرده باشد .
توصیه 9 ) کودکان مبتلا به کنش پریشی در بسیاری از مواقع ، با شمارش 1 ، 2 ، 3 راحت تر می توانند حرکت مورد اراده شان را آغاز کنند . اما نباید با این گونه شمارش به کودک استرس بدهیم .
توصیه 10 ) تکرار ، تکرار ، تکرار رمز غلبه بر کنش پریشی است . دو یا سه کار مختلف را برای یک جلسه در نظر بگیرید و به عنوان مثال یکی از کارها را 20 بار پشت سر هم از کودک بخواهید . اگر کودک خسته شد ، پس از استراحت کار دیگر را 20 بار بخواهید ، مجددا به کار قبلی بازگشته و دوباره 10 بار بخواید ، استراحت کنید و کار سوم را 20 بار بخواهید ، مجددا کار دوم را 10 بار بخواهید و بلافاصله کار اولی را 5 بار بخواهید و پس از استراحت کار سوم را 10 بار بخواهید و ... همین طور پیش بروید. در تئوری های Motor Learning این گونه تمرینات را Mass Exercise می گویند . یعنی انجام انبوه یک مانور حرکتی و یا تمرین برای بهبود کنش سازی .
توصیه 11 ) وقتی که کودک موفق به انجام یک کار 2 یا 3 مرحله ای شد ، از خود کودک بخواهید که با آرامش ، مراحل کاری که انجام داده است را توصیف کند . این تمرین خیلی به کودک کمک می کند تا مراحل انجام کار را ذهنی سازی کند .
توصیه 12 ) از سرنخ دادن های کلامی- شنیداری تا حد ممکن اجتناب کنید و از سرنخ دادن های دیداری و یا فیزیکی استفاده کنید . چنانچه کاردرمانگران گرامی می دانند ما سه نوع Cue داریم . یکی Verbal Cue در این نوع سرنخ دادن کلامی – شنیداری ، ما به صورت کلامی به کودک می گوییم که فلان کار را چگونه انجام دهد . این مساله معمولا در مورد کودکان مبتلا به کنش پریشی منجر به گیچ شدن بیش از پیش ایشان می شود. اما سرنخ های دیداری یعنی این که مثلا خود درمانگر حرکتی را که می خواهد کودک انجام دهد را یک یا چند بار انجام می دهد تا کودک ببیند و سپس انجام دهد . در حالت های شدید مشکل کنش پریشی حتی می توان از سرنخ های فیزیکی هم به طور محدود استفاده کرد یعنی کودک را به نحو فیزیکی هدایت و حمایت می کنیم تا کار خواسته شده را انجام دهد . مثلا این که برای پریدن کودک دست او را گرفته و اندکی به پایین می آوریم تا در یابد باید زانوش را خم کند و می توانیم با یک دست هم زانو یا پشت زانو را لمس کنیم تا نشان دهیم این گونه خم شدنش مورد انتظار ماست ، سپس با یک حرکت سریع ( پس از شمارش ) دست را بالا تر می آوریم تا کودک دریابد که باید ناگهان زانویش را صاف کند و این حرکت تبدیل به پرش شود . خلاصه این که می توانید از Physical cue و Visual Cue برای هدایت کودک مبتلا به کنش پریشی استفاده کنید .
حال که توصیه هایمان را انجام دادیم ، چند تمرین را بصورت تیتروار پیشنهاد می دهم .
1 تمرین اول ) تمرینات پرش از روی استپ به پایین ، به جلو ، به طرفین ، یک پا یک پا ، جفت پا ، ترکیبی ( به این نحو که از ساده به سخت ، ابتدا درمانگر حرکت یا مجموعه حرکات مورد نظر را انجام می دهد و کودک می بیند و بلافاصله کودک تکرار می کند . اگر درست بود درمانگر تائید و تشویق می کند و اگر کودک اشتباه انجام داد ، درمانگر مجددا همان حرکت را تکرار می کند تا کودک با دقت بیشتری نگاه کند و آن را تکرار کند – حتما لازم است که این تمرینات از ساده به سخت انجام شودو درمانگر در هنگام اجرای هر کدام مکث داشته باشد و به آرامی حرکات را انجام دهد تا کودک با سهولت بیشتری بتواند در خاطر بسپارد )
تمرین دوم ) تمرین جستجو کردن در اتاق به دنبال 3 یا 4عروسکی که در گوشه ها و زوایا و قسمت های مختلف اتاق پنهان کرده اید . کودک باید بتواند بدون پرسش از شما و یا تائید گرفتن و مکث کردن ، فقط به جستجو بپردازد و ایده سازی کند که کجا ها را بگردد و کجاها احتمال قایم شدن عروسک ها می رود .
تمرین سوم ) تقلید حرکات درمانگر روبروی آینه . به این نحو که درمانگر پشت کودک
قرار می گیرد و کودک باید بتواند با دیدن درمانگر در آینه ، عین کاری که درمانگر
انجام می دهد رابلافاصله انجام دهد .
تمرین چهارم ) رفتن به کلاس های ایروبیک ، یوگا ، ژیمناستیک که مربی کارهایی را انجام می دهد و کودکان روبرویی عین همان کارها را باید انجام دهند نیز بسیار مفید است .
5) تمرین پنجم ) کلاس موسیقی کودکان – ارف - بسیار بسیار نافع است . درمانگر می تواند حالت ساده اش را در کلینیک انجام دهد . به این نحو که دو عدد چوب نسبتا بلند که رنگ های مختلف دارند برداشته و روبروی کودک بنشیند . به کودک هم دو عدد چوب با همان رنگ ها بدهد و به نحوی آن ها را به کودک بدهد که چوبهای همرنگ روبروی هم باشد ( یعنی دقیقا آینه وار روبروی هم بنشینند ) ( مثلا چوب قرمز در دست راست درمانگر و چوب زرد در دست چپ درمانگر و چوب قرمز در دست چپ کودکی که روبروی درمانگر نشسته است و چوب زرد در دست راست او ) سپس درمانگر برای مرحله ی اول ، هر دو چوب را با هم به زمین می زند . کودک هم عین همین کار را می کند . سپس درمانگر اندکی تمرین را سخت تر می کند و اول با چوب قرمز و سپس با چوب زرد به زمین می زند . کودک می بینید و دقیقا عین آن را می زند . مراحل به تدریج آنقدر سخت می شود که در پس از نیم ساعت ممکن است به این حالت برسد : زرد – زرد – قرمز – زرد – قرمز و زرد دوتایی - و کودک باید عین همین ریتم را ببیند و بزند .
6 تمرین ششم) تمرینات حافظه شنیداری کاری Auditory working memory نیز بسیار سودمند هستند . داخل گوش کودک یک کار ساده ی تک مرحله ای را بگویید تا برود و انجام دهد و برگردد . اگر کودک درست انجام داد رفته رفته تمرین را سخت ترمی کنید و دو ، سپس سه ، سپس چهار کار را پشت سر هم به او می گویید و او باید با دقت گوش کند و به خاطر بسپارد و انجام دهد و وقتی تمام شد برگردد . غالب کودکان دچار مشکلات کنش پریشی به علت اعتماد به نفس کم ، در حال انجام این تمرین ، مدام با چشمانشان از درمانگر و یا مادر خود تائید می گیرند . درمانگر و مادر باید هیجان خود را کنترل کنند و فقط در انتهای مراحل کار به کودک بگویند درست بود یا غلط و در خلال مراحل باید چهره شان بی تفاوت باشد و یا به چشمان کودک نگاه نکنند و نگاه خود را بدزدند .
7 تمرین هفتم ) یک سری لگو و مهره با رنگ های مختلف را جلوی کودک قرار می دهیم و ظروفی نیز با همان رنگ ها روبروی کودک قرار می دهیم . از کودک می خواهیم که ابتدا یک قرمز داخل ظرف قرمز بیندازد ، سپس یک زرد داخل ظرف زرد و سپس یک آبی داخل ظرف آبی ، سپس مجددا همین کار را تکرار کند و مجددا قرمز ، زرد ، آبی .. و این کار را آنقدر انجام دهد تا همه ی مهره ها تمام شود . برای مراحل سخت تر بعدی ، می تواند تعداد کارها و یا مهره ها و یا حالت ها را بیشتر کرد .
8 تمرین هشتم ) تمرینات رمز گردانی ادراکی Perceptual Coding بسیار سودمند هستند . این تمرینات شامل دو دسته تمرین جداگانه است . یکی Encoding یا رمز گردانی و دیگری Decoding یا رمز گشایی . در این دو دسته تمرین ، ابتدا ما یک حرکت یا یک صدا یا یک کار را بطور قرار دادی مرتبط می کنیم با یک رنگ ، با یک رمز ، با یک کد و ... مثلا می گویید هر وقت من قرمز را نشان دادم تا بپر ( در این کد بندی ، قرمز کد پرش است . به این ترتیب اگر کودک با دیدن رنگ قرمز بپرد دارد رمز گشایی Decoding می کند و اگر درمانگر بپرد و کودک رنگ قرمز را نشان دهد کودک در حال رمز گردانی ی Encoding است. ) حال دقت کنید : ما به کودک گفته ایم قرمز یعنی بپر ، زرد یعنی بخند ، سبز یعنی بشین ، آبی یعنی داد بزن . بعد این رنگ ها را پشت سر هم به کودک نشان می دهیم و کودک با دیدن هر رنگ تلاش می کند رمز گشایی درست انجام دهد و به موقع بپرد بشیند و بخندد و داد بزند . در مرحله ی بعدی ممکن است درمانگر بخواهد که کودک با دیدن کارهای متناوب درمانگر ، کد رنگی آن ها را روی زمین بگذارد . مثلا درمانگر می پرد ، می نشیند ، می پرد ، می خندد ، و کودک رنگ های قرمز ، سبز ، قرمز . زرد را به ترتیب روی زمین می گذارد و با این کار ، حرکات درمانگر را رمز گردانی کرده است . دقت داشته باشید که قرار نیست همیشه کد ها رنگ باید یا اصلا همیشه کد ها قرار نیست Visual و دیداری باشند . شاید قرار بگذاریم که کد ها شنیداری باشند . مثلا تا درمانگر گفت : آ کودک بدود ، تا گفت او کودک خرگوشی بپرد و .... من تلاشم را کردم که معنی رمز گردانی و رمز گشایی را با دقت و مثال بگویم ، اگر واضح نبود می توانید در گوگل سرچ کنید Perceptual Encoding , Decoding Exercises .. !
9 تمرین نهم ) از کودک بخواهید با دقت به کارهایی که درمانگر پشت سر هم انجام می دهد نگاه کند و آنها را توصیف کند . مثلا درمانگر دست به شکمش می زند ، سپس خمیازه می کشد و سپس چراغ را خاموش می کند . حالا کودک که به دقت این سه تا کار را دیده باید تک تک کار ها را بگوید . ممکن است درمانگر در ادامه از کودک بخواهد به جای این که آن ها را توصیف کند ، عین همان سه تاکاری که دیده را تکرار کند . این تمرین هم برای حافظه دیداری کاری و هم برای مهارتهای توصیفی و هم برای کاهش مشکل کنش پریشی سودمند است .
1 تمرین دهم ) بازی با ماشین کنترلی ! بله تعجب نکنید . به کودک یک دسته ی کنترلی بدهید و ماشین او را وسط اتاق بگذارید و از او بخواهید با استفاده از دسته ی کنترلی ، آن را به درستی فرمان بدهد تا به کنار پای کودک و یا هر آدرسی که تعیین می کنید برود. رفته رفته تمرین را سخت کنید و موانعی را در اتاق بچینید که کودک مجبور شود کنش سازی پیچیده تری برای کار با دسته ی کنترلی از خود نشان بدهد. به همین ترتیب اگر دقت کنید ، تمرینات و بازی های رایانه ای نیز گاهی وقت ها فرصتی است برای ارتقاء کنش سازی در کودکان ، مشروط به این که این بازی ها در حد اعتیاد گونه انجام نشود و مهارتهای حرکتی درشت Gross را تحت تاثیر خود قرار نداده باشد .
دوستان و همکاران گرامی ، امیدوارم همچون همیشه مرا بابت تاخیر ها مورد بخشایش خود قرار دهید !
هزار وعده ی خوبان یکی وفا نکند ! . حالا ما که دیر یا زود وفا کرده ایم اما چه کنیم که در مسیر خوبان قرار گرفته ایم و غیبت ها و تاخیر هایمان حوصله سربر و اسباب شرمساری شده است . !!!
دوستان و همکاران عزیز ، گلایه ی کوچکی هم می کنم از شما :
عزیزان من ، من به راستی نام این وبلاگ را کاردرمانی گذاشته ام . وبلاگی است که اگر مطلبی برایش بفرستید قطعا با نام خودتان پابلیش می شود . وبلاگی هست که هدفم از آپدیت کردنش در تمام این 8 سال ، اطلاع رسانی و آموزش بوده است و نه تبلیغ خودم یا کارم و ... . مدام ذکر کرده ام که این وبلاگ برای همه مان است . این را قبول دارم که بسیار دیر به دیر می نویسم و مورد اظهار لطف های گاه و بیگاه و برخی شوخ طبعی ها هم شده ام ، اما باز به هر حال با وجود مشغله ی فراوان مینویسم و می نویسم . تصورم این است که اگر فردی غیر از من بود ، با وجود مشغله و از آن مهم تر دل مشغولی های اخیر من ، عطای نوشتن را به کلی به لقایش می بخشید ! .. با این وجود گلایه ی کوچکم از شمای خواننده این است که : بیایید گاهی هم بجای مصرف کننده بودن ، تولید کننده باشید . بیایید چیزی بنویسید و ایده ای بدهید و نظر پر و پیمانی بنویسید و مقاله ای ترجمه کنید و ... این وبلاگ واقعا متعلق به تمامی کاردرمانگران ایرانی است و قدم همه ی شما را گرامی می داریم .
شاد و سلامت و خرسند باشید
ارادتمند : پارسا هوش ور
با سلام و عرض ادب خدمت خوانندگان همیشه همراه وبلاگ کاردرمانی
در پست قبلی به اجمال اشاره ای داشتم به اختلال کنش پریشی یا Dyspraxia
در این پست باز هم به روال پست قبلی سعی می کنم در قالب متنی نسبتا کوتاه در خصوص این اختلال چیز هایی که می دانم را با شما در میان بگذارم . به امید که این هم به درد شما بخورد و هم برای کودکانی که قرار است از تجارب کلینیکی شما بهره مند شوند نافع باشد .
کنش سازی یا Praxia یا آنچه درفارسی شده ی انگلیسی اش از آن به پراکسی نام می برند ، در حقیقت توانایی برنامه ریزی ذهنی و حلاجی حرکتی یک ( یا معمولا ) چند مرحله ای است که فرد طی آن ، می بایست ابتدا برای انجام کاری بخصوص ، ایده ای در ذهن خود پرورانده باشد ( Ideation ) ، سپس برای انجام تک تک مراحل آن برنامه ریزی حرکتی در ذهنش تدوین نموده باشد ( Motor Planning ) و نهایتا مجموعه اقداماتی و حرکات هماهنگی را برای اجرای آن حرکت اراده شده و برنامه ریزی شده انجام دهد ( Execution ) .
چنانچه در برخی متون اشاره می شود ، کودکانی که از انواع اختلالات در یکپارچگی حسی رنج می برند ( SID , SMD , SPD ) غالبا از مشکلات وسیعی در زمینه ی کنش سازی نیز در رنج هستند . از طرف دیگر ما با اختلال دیگری مثل DCD یا اختلال در هماهنگی رشدی نیز مواجه هستیم که همپوشانی و شباهت های غیر قابل انکاری با کنش پریشی یا Dyspraxia دارد . همچنین شاهد این هستیم که کودکانی که دچار انواع اختلالات رشدی ( نظیر تاخیر رشدی و یا اختلالات نافذ در رشد – نظیر اوتیسم و آسپرگر و .. ) هستند ، علامتهای بارزی از کنش پریشی را نیز نشان می دهند و همین مساله در کنار مشکلات دیگرشان ، سبب می شود یادگیری شان دچار مشکل شود . به تبع می بینیم که کودکانی که دارای تشخیص اختلال یادگیری هستند نیز در زمینه ی کنش سازی بسیار ضعیف هستند که این مساله خود تائید کننده آنچه پیشتر اشاره کردم است . در مورد برخی مشکلات دیگر نظیر اختلال نقص توجه و بیش فعالی نیز می توانیم به این مساله اشاره کنیم که عمده ی کودکانی که از مشکلات تکانشگری رنج می برند و همچنین عمده ی کودکان مبتلا به نقص توجه که با مسائل اختلال یکپارچگی حسی درگیر هستند نیز علامتهایی از اختلال کنش سازی را نشان می دهند . به این مساله می توانیم برخی از کودکانی که دچار مشکلات ناروانی گفتار و بیان Stuttering / Cluttering ، ناتوانی و ضعف در مهارتهایی نظیر آگاهی واج شناختی Phonological awareness، آپراکسیای کلامی Verbal Apraxia ، مشکلات عمده در زمینه ی کاربردشناسی زبان Pragmatics ، ضعف در مهارتهای توصیفی Descriptive Skills و ... هستند را نیز اضافه نماییم .
از تبعات مشکلات کنش پریشی یا Dyspraxia می توانیم به این موارد بیشتر اشاره کنیم :
1) کمی اعتماد به نفس و همچنین اعتماد به نفس تخریب پذیر و آسیب پذیر : چرا که این کودکان به تجربه دیده اند در مقایسه با همسالان خود ، مقداری کندتر هستند ، در تصمیم گیری ها مردد هستند ، معمولا نتیجه کارها و حرکاتشان در مقایسه با سایرین چندان چشمگیر و مطلوب نیست و ...
2) مشکل در مهارتهای ابراز وجود و بیان خود و در نتیجه بروز برخی اختلالات رفتاری برونگرایانه ( نظیر پرخاشگری و ... ) یا درونگرایانه ( اضطراب و ترس و افسردگی ) : از آنجا که هر کودکی و هر انسانی ، به قول استاد بزرگوارم جناب پروفسور عشایری ، " گدای محبت " است ، ( به قول دکتر اریک برن معروف نوازش برای زنده ماندن انسان ها نقش حیاتی ایفا می کند ) بسیار بدیهی است که وقتی کودکی در مقایسه با همسالان ، نتواند به واسطه ی کفایت عملکردی و قابلیت ها و مهارتهای عملی و یا کلامی اش توجه سایرین را به خود جلب کند ، تصمیم می گیرد این جلب توجه را از مسیری دیگر که چندان متعارف و پسندیده نیست جلب نماید مثل : پرخاشگری و خشونت ، باج دادن ، انزوا و لوس بازی و اظهار ترس و یا دردهای با منشا نا معلوم و ...
3) وابستگی به والدین و مربی و یا سایر همسالان : این کودکان برای انجام کارهای معمولا ایده ای ندارند و مراحل را باید دانه به دانه برایشان توضیح داد تا بتوانند انجام دهند و مدام نیازمند فیدبک و فیدفوروارد از طرف سایرین هستند . معمولا ترجیح می دهند پیرو باشند در نتیجه حتی در کلاس و محیط بازی با همسالان نیز ، اعتماد به نفس پیشرو بودن ندارند و به همسالان خود وابسته می شوند و ممکن است برای نگه داشتن ایشان در کنار خود ، به آنها باج بدهند و همین مساله می تواند زمینه ساز مورد آزار و abuse قرار گرفتن ایشان توسط بزرگسالان و یا مورد تمسخر و استهزاء قرار گرفته شدن توسط همسالان را در ایشان تسهیل کند .
4) بروز مشکل و وابستگی در تمامی حوزه های عملکرد ، علی الخصوص در فعالیت های روزمره زندگی ( ADL , IADL ) ، بازی ، تحصیل : تک تک این حوزه ها در وضعیت های پیشرفته ، نیاز به این دارد که فرد به صورت خودکار ، بداند در هر وضعیت و شرایطی باید چه تصمیم بگیرد و چه قسمتی از کار را باید پیگیری و اجرا کند .
5) مشکلات عمده در ادغام اجتماعی Social participation - دفاع از حق خود ، جرات ورزی و ...
مثالهایی برای دیس پراکسی در زندگی معمول کودکان می زنم ، معمولا شکایت های خانواده های دارای این فرزندان ، به زبان خودمانی خودشان اینگونه است :
1) نمی دونیم چرا کنده ... وقتی ازش یه کاری می خواهیم انجام بده یا توی جمع ازش کاری می خواهیم انگار خشکش می زه ، اما همچین که حواسمون بهش نیست خیلی هم فرز و سریع کارها را انجام می ده .
2) به نظرم می آد که بچه مان کارنکرده و ناپخته است و اندامش ورزیده و ماهر نیست . یه رگه هایی از دست و پا چلفتگی توش می بینم که منو خیلی نگران می کنه
3) نمی تونه از حق خودش در برابر همسالان دفاع کنه و همش از ما انتظار داره که بیاییم و به دادش برسیم .
4) خیلی زیاد وقتش را به بطالت می گذرونه .. بخدا این در یخچال ما از لولا در اومد اونقدر الکی باز و بسته اش کرد !!!
5) باید بالای سرش باشم تا بتونه تکلیفش رو بنویسه وگرنه نوشتن یه تکلیفش 4 برابر همسالانش طول می کشه
6) بلد نیست چطوری بازی کنه .. همین جوری وسایل را از توی کمد می ریزه بیرون و بی هدف باهاشون ور می ره اما بازی هدفمندی بلد نیست باهاشون بکنه .. نهایتا اونا را خرکش می کنه توی آشپزخونه که جلوی دید من باشه و از من می خواد موقع بازی به او بگویم با این وسایل چه بازی ای بکند
7) در خواندن و نوشتن خیلی کند است و جون آدم را بالا می آورد تا بخواد 3 خط بنویسد
8) معمولا وقتی از او کاری را می خواهیم که جدید است ، امتناع می کند و به انواع حیله ها متوسل می شود تا از زیر کار در برود . احساس می کنم می ترسد نتواند از پس کار بر آید . وقتی هم کاری را یک بار انجام داد و با شکست روبرو شد ، دیگر هر کاری بکنیم ، حاضر نیست بیشتر تلاش کند تا موفق شود .
9) آقا این بچه مون رو باید بفرستیم سربازی ... !! عینهو ماسته ! شل .. شل ... وای خدا زمان ما اصلا این طور نبود !
10) وقتی بهش بگوییم تنت را بشور ، همین جوری الکی هی یه قسمت را لیف میزند و حتما باید بگوییم خب ، حالا شکم بس است ، برو سراغ بازو ، حالا برو سراغ زانو و .... اگر نگوییم ، هی یک جا را لیف می کشد ! .. همین طور مثلا وقتی می گوییم اتاقت رو جمع کن ، انگار واقعا نمی فهمد از او چه خواسته ایم ، باید بگوییم این لگو را بنداز توی سبد ، اون کتاب رو بردار ، این لباس رو بذار تو کمد .. حتما باید مرحله به مرحله بهش بگیم وگرنه الکی هی دور خودش می چرخه ... یا مثلا وقتی یک چیزی را در اتاقش قایم می کنیم ، و به او بگوییم بگرد تا پیدایش کنی ، ممکن است یه جایی را که یه بار گشته و دیده نیست ، 20 بار دیگر هم همین جوری بگردد اما ایده ای ندارد که منظم به همه ی جاهای اتاق سرک بکشد و مدام در اتاق می چرخد اما دنبال شیء نمی گردد . حتما باید به او یادآوری کنیم که : مثلا اون داخل را هم بگرد ، این زیر رو هم نگاه کن و ....
دوستان و همکاران گرامی
در حال تمرین برای این مساله هستم که کوتاه تر بنویسم و کامل گرایی خودم را درمان کنم !!! در حقیقت من در حال خوددرمانی برای خلاصی یافتن از یک مشکل نسبتا صعب العلاج هستم !
نوشته های اخیرم چندان کامل نیستند . شما با نظر خطا پوشتان بنده را ببخشایید .
در پست بعدی ام می کوشم در خصوص تکنیک های کار با این کودکان مطالبی برای شما خواننده همیشه همراه بنویسم .
سعی می کنم رفته رفته فاصله ی پست هایم از یکدیگر کمتر و کمتر شوند .
ارادتمند : پارسا هوش ور
دیس پراکسی ( کنش پریشی )
یکی از رایج ترین اختلالات عملکردی که معمولا همراه با اختلالی نظیر اختلال در پردازش و یا یکپارچگی حسی ، اختلال هماهنگی در رشد ، مشکلات توجه و تمرکز ، اختلال نقص توجه - بیش فعالی ، مشکلات اضطرابی و .. در کلینیک ها مشاهده می شود کنش پریشی است . اگر درمانگر در مورد دیسپراکسی یا کنش پریشی چیزی نداند ، تصور می کند کودک لجباز ، یا خجالتی ، یا مضطرب ، یا گیج ، یا عقب مانده ذهنی است . در صورتی که ممکن است کودک واقعا قصد همکاری داشته باشد اما نتواند ایده ی انجام کار را در ذهنش بطور برنامه ریزی شده و مرحله به مرحله حلاجی کند و نتواند آن ایده را به حرکت تبدیل کند و یا نتواند آن حرکت را به شایستگی انجام دهد . در حقیقت کودک مبتلا به دیسپراکسی یا در مرحله Ideation ایده سازی ، یا در مرحله Ideomotor , Motor planning ( برنامه ریزی حرکتی و تبدیل ایده به حرکت ) و یا در مرحله Execution ( اجرا ) دچار ضعف است .
درمانگرانی که با دیس پراکسی مواجه می شوند ممکن است گیج شوند چون وقتی از کودک می خواهیم کاری را انجام دهد نمی تواند . اما وقتی آزاد گذاشته می شود و احساس می کند که تحت ارزیابی و مشاهده نیست ممکن است خیلی راحت بتواند اتوماتیک آن کار ها را انجام دهد .
مشکل این کودکان این است که نمی توانند کاری که از ایشان خواسته می شود ( مخصوصا اگر حرکتی چند مرحله ای و نا آشنا باشد ) را در ذهنشان به مراحل ریز تر تشکیل دهنده و متوالی تجزیه کنند و نمی دانند باید از کجا شروع کنند . این کودکان به شدت به توصیه های کلامی و همچنین دیدن همان کار ( یادگیری از طریق سر نخ های بینایی ) وابسته می شوند و مدام نیاز دارند که والدین شان به ایشان بگوید الان این کار را بکن ، خب الان اون کار را بکن و ...
این مساله باعث افت عملکرد در همه ی حوزه های کاری ایشان می شود . مثلا این ها نمی دانند باید چگونه بازی کنند و نیاز مند یه بزرگسال هستند تا از ایشان بخواهد چگونه بازی کنند . همچین سر انجام تکالیف حتما باید کسی بالای سرشان بنشیند و به ایشان راهنمایی ارائه دهد . در مورد تمامی فعالیت های روزمره زندگی ، استفاده از ابزار ، خودمراقبتی ها و ... نیز در مقایسه با سن شان بسیار بسیار وابسته تر هستند .
مشکل دیس پراکسی را می شود با انجام تمریناتی در رویکردها و قالب های ادراکی حرکتی ، Motor learning ، آموزش و مشاوره والدین ، رویکرد SCOPE ، رویکرد CO_OP به حداقل ممک تخفیف داد و حتی کامل درمان کرد . اما تا قبل از آن زمان ما با کودکی مواجه هستیم که واقعا اعتماد به نفس پایینی دارد و از جهت انجام فعالیت به راهنمایی ها و تائید درمانگر و والدین معتاد شده است . از آنجا که در این پست فقط سعی کرده ام شما را با واژه ی دیسپراکسی آشنا کنم و قصد توضیح مفصل ندارم ، اگر علاقمندان تمایل داشتند می توانم در مورد آن در پست های بعدی بیشتر توضیح دهم و یا راه های رایج برای درمان و بازتوانی این مشکل را مورد اشاره مفصل تر قرار دهم .
خب این پست ما تمام شد : آیا عجیب است ؟ بله برای خودم هم عجیب است !
ارادتمند » پارسا هوش ور
امیدوارم روز به روز ، جهانی تر بیندیشیم و جهانی تر بکوشیم و استانداردهای علمی ، بالینی و اخلاقی مان را شایسته نام و هدف مقدس کاردرمانی میزان کنیم .
ضمنا به اطلاع دوستان گرامی و علاقمند و هنرمند می رسد : فدراسیون جهانی کاردرمانی قصد دارد به مناسبت فرا رسین روز جهانی کاردرمانی مسابقه عکاسی بین المللی ای برگزار کند . جهت اطلاع از کم و کیف و شرایط آن می توانید به این سایت مراجعه کنید ، جایزه ی نفر اول 500 دلار آمریکا ، نفر دوم 300 و نفر سوم 200 دلار خواهد بود . این عکس باید مفهوم انتزاعی کاردرمانی را انتقال دهد، گویا باشد ، و چشم نواز و جامع و هنری باشد . و ...
http://www.wfotphotos.com
شاد و سلامت باشید .
وعده دیدارمان ، 9 تا 11 آبانماه ، کنگره کاردرمانی ایران
علاقمندان برای حضور در هفدهمین کنگره کاردرمانی ایران می توانند جهت اطلاع از برنامه ها و شرایط کنگره به سایت www.otci.ir مراجعه فرمایند .
ارادتمند : پارسا هوش ور
با سلام و تقدیم احترام خدمت همراهان همیشگی وبلاگ کاردرمانی
قصد دارم با توجه به دغدغه ی روز برخی عزیزان که در حال انتخاب رشته برای تحصیل در مقطع کارشناسی هستند ، کاردرمانی را به صورت شسته رفته و منظم تری تعریف کنم . طی 3 روز اخیر تماس ها ی متعدد و دیدارهای حضوری جالبی با تعدادی از دانش آموزان نگران انتخاب رشته داشته ام . در نتیجه تصمیم گرفتم قبل از این که فرصت انتخاب رشته به پایان برسد ، کاردرمانی را ، آنگونه که هست و آنگونه که خودم شناخته ام توصیف نمایم . به امید این که انتخاب های هوشمندانه ی امروز گامی مستحکم برای ساختن فرداهای روشن تر باشد .
چون متن طولانی است تصمیم گرفته ام یک فهرست در ابتدای مطلبم داشته باشم . در این متن به این موارد می پردازیم .
موضوع اول : تعریف رشته ی کاردرمانی و نقاط متمایز رشته ی کاردرمانی از سایر رشته ها .
موضوع دوم : مقاطع تحصیلی رشته ی کاردرمانی و دانشگاه هایی که رشته ی کاردرمانی را تدریس می کنند .
موضوع سوم : وجهه ی کاردرمانی در ایران و جهان
موضوع چهارم : بررسی کاردرمانی از لحاظ شغلی ، حیطه های ارائه خدمات و بازار کار و شرایط اقتصادی
موضوع پنجم : تنوع حیطه های ارائه خدمات و نقش های کاردرمانگران در جامعه
موضوع ششم : احساس منفی برخی دوستان از نام کاردرمانی و معلول و ... و ترس از اینکه نتوانند با دیدن چهره ی یک معلول خود را کنترل کنند و روحیه شان به هم بریزد .
موضوع هفتم : منابع سودمند برای مطالعه بهتر و اشنایی با رشته کاردرمانی
-------------------
موضوع اول : تعریف رشته کاردرمانی و نقاط متمایز رشته ی کاردرمانی از سایر رشته ها
تعریف رشته کاردرمانی :( Occupational therapy )
علم و هنر استفاده از Occupation ( که معادل فارسی اش واژه غلط انداز کار انتخاب شده است ) در راستای به حداقل رساندن ناتوانی های یک معلول ، استفاده ی بهینه از توانمندی های باقیمانده و کمک به او برای کسب حداکثر میزان توانمندی و استقلال فردی در تمامی حیطه های زندگی
در خصوص این تعریف ذکر این موارد الزامی به نظر می رسد :
1) Occupation که معادل فارسی آن کار در نظر گرفته شده است ، مفهومی بسیار بسیط و فلسفی و عمیق دارد . Occupation چیزی بیش از تمرین : Exercise و چیزی بیش از فعالیت : Activity و چیزی متفاوت از شغل : JOB یا کار : Work یا دغدغه و دلمشغولی و فکر و ذکر : Career یا حرفه : Profession یا تولید و سازندگی : Productivity و ... است .
Occupation مفهومی عمیق است که دربرگیرنده ی تمامی موارد اشاره شده ی بالا است اما هیچکدام از مفاهیم بالا به درستی آن را توضیح نمی دهند . هدف از Occupation ، همانند شغل و کار و حرفه ، فقط امرار معاش و کسب درآمد نیست . ( گرچه ممکن است گاهی به آن تبدیل شود ) ، Occupation زنده است و نفس می کشد و در بستر زمان و مکان و فرهنگ و جامعه و اعتقادات و ... ، ویرایش و پالایش و تغییر می کند ، رشد می کند و باعث رشد می شود ، متنوع است و معنادار و برای فردی که آن را انجام می دهد حاوی ارزش و محتوای معنایی است . پس با تمرین و فعالیت نیز متفاوت است .
Occupation هم وسیله ی درمان است و هم هدف درمان . و یکی از مواردی که رشته ی کاردرمانی را از سایر رشته های پزشکی و توانبخشی و فنی و ... متمایز می کند همین مساله است . نگاه کل گرا و کل نگر Holistic ای بر مفهوم Occupation سایه افکنده است که با این که در برخی موارد ابهام آور و پیچیده است ، اما در اکثر مواقع راهگشا و توانمند کننده است .
وقتی ما می گوییم گفتاردرمانی یا Speech Therapy یعنی مجموعه مداخلاتی انجام می دهیم که گفتار فرد به وضعیت مطلوب و هنجار نزدیکتر شود . ( البته عزیزان گفتاردرمانگر مدتی است که در تلاش هستند تا خود را با عنوان کارشناس آسیب شناسی زبان و گفتار Speech Pathologist مطرح نمایند – که خب حق هم دارند و بحثی درش نیست ) در حقیقت در عبارت گفتاردرمانی ، گفتار ، هدف درمان است .
از طرف دیگر ، وقتی ما می گوییم هنردرمانی Art therapy ، یا وقتی می گوییم فیزیوتراپی : Physical Therapy منظورمان این است که با استفاده از ابزاری به نام هنر ، و یا ابزاری به نام مدالیته های متنوع فیزیکی ( نظیر امواج کنترل شده و درمانی مغناطیسی ، الکتریکی ، دما ، حرکت و ... ) به درمان بپردازیم . در حقیقت در این عبارات وسیله ی درمان هنر ، یا مدالیته فیزیکی است .
در حالی که در عبارت کاردرمانی ، ما با استفاده از Occupation به درمان می پردازیم ( Occupation به عنوان وسیله ی درمان ) ، تا فرد توانمند شده و Occupation هایش را بازیابی و به دست آورد و در آنها توانمند شود ( Occupation به عنوان هدف درمان ! )
به عنوان جمع بندی این قسمت می توان به این نکته اشاره کرد که : Occupation هم هدف و هم وسیله ی درمان است و از این حیث رشته ی کاردرمانی با تمامی رشته هایی که من میشناسم متفاوت است .
2) لازم است در خصوص کلمه ی معلول نیز اشاره ای داشته باشم . کلمه ی معلول که برای بسیاری از دوستان و عزیزانمان ، کلمه ای است که بار هیجانی ناخوشایند دارد ( بگذارید با هم راحت باشیم ، برای برخی از عزیزان احساس چندش ، تصویری از ضعف و نقصان و ناتوانی و زار زدن و گریه و بی مصرف بودن و ... را تداعی می کند )
حقیقت مساله این است که تمامی افراد خارج از رشته های توانبخشی ، میزان آشنایی شان با واژه ی معلولیت ، محدود است به 2 مورد :
اول) تجربه ی آشنایی و زندگی با یک معلول در میان خانواده و خویشان .
دوم ) آشنایی مخدوش با این واژه از طریق رسانه های جمعی و روزنامه ها .
به نظر اینجانب هر دو آشنایی ، آشنایی مخدوش و ناقصی از عبارت معلول است . در اولی دیدگاهمان به معلول ، بیشتر آغشته به دلسوزی و عشق و ترحم و مدارا است و در دومی بسته به هدفی که رسانه از مطرح کردن نام معلول دارد ، آغشته به گفتن اییییی ، وایییی ، نیگاه کن ، بدبخت بیچاره .... ( و بعد هم شماره حسابهای کمک مردمی ...... ، هم اکنون نیازمند یاری تان هستیم و .. ) یا مواردی از معلولین توانمند در حد سوپرمن که توانسته اند علیرغم مشکلاتشان به توانمندی های حرفه ای و جالبی هم برسند .( این نگاه دومی را گرچه بیشتر دوست دارم ، اما طرز مطرح کردنش در رسانه ها بیشتر آمیخته با شعار و به دور از منطق و عقلانیت است . )
حال بیایید با من همراه باشید و نقطه نظرات من و بسیاری از همکاران که مدتی است به جرگه کاردرمانی و توانبخشی پیوسته و از نزدیک دستی بر آتش ( و گاهی در آتش ! ) داشته ایم را بخوانیم .
در یکی دیگر از پست های کاردرمانی نیز اشاره کرده ام که :
وقتی فرد در طول مدت زندگی اش ( یعنی از 3 ماهگی دوران جنینی که به تعبیر علما ، جنین دارای روح می شود تا پایان عمر ) دچار هر نوع ضایعه بشود ( این ضایعه ممکن است حسی باشد ، یا جسمی ، یا روانی ، یا مغزی و نخاعی یا در اثر بیماری ، یا .... به عنوان مثال به ترتیب : نا بینایی و کم بینایی ، قطع عضو و شکستگی ، افسردگی و روانپریشی ، عقب ماندگی ذهنی و فلج مغزی و ضربه مغزی و MS و ضایعات نخاعی ، سکته قلبی و دیابت و ایدز و ...) به واسطه ی این ضایعه ، ممکن است علیرغم اجرای بسیاری از اقدامات درمانی بهنگام ، برخی از توانایی های خود را در مقایسه با همسالان و هم مسلکان و هم دوره ای ها از دست بدهد . از دست دادن این توانایی ها به واسطه ی ضایعه ، ناتوانی Disability نامیده می شود . با این وجود این پایان راه نیست . برخی از افراد به واسطه شدت مشکل کم ، هوش بالا ، حمایت خانواده و جامع ، وضعیت اقتصادی مطلوب ، موقعیت اجتماعی و فرهنگی مناسب تر و ... علیرغم ناتوانی ، Function یا عملکرد نهایی و کلی خود را در جامعه حفظ می کنند و نقش خود را همچنان برعهده گرفته و با جامعه ی پیرامون ارتباطشان را به همان نحو قبلی ادامه می دهند و در برخی موارد نیز از کمک سایرین ، مداخلات درمانی و ... استفاده می کنند و با استفاده از قدرت خلاقیت و نوآوری و حمایت اطرافیان و تعبیر سالم و مثبت و پرمعنا از زندگی ، می کوشند که معلول نشوند . معلول یعنی تحت علت در آمدن . اگر ما ضایعه را علت بپنداریم ، فردی که به واسطه ناتوانی متعاقب ضایعه ، ارتباطش با اطراف قطع شود و قادر به اجرای نقش های پیشین خود در اجتماع نشود ، تحت علت آن ضایعه و ناتوانی در آمده و معلول گشته است .
تمام تلاش کاردرمانی این است که تا حد امکان از پیشرفت این پروسه ی منفی در فرد ضایعه دیده جلوگیری کند . یعنی با استفاده از توانمند کردن فرد ، استفاده از روشهای جبرانی ، استفاده از تکنولوژی های کمکی ، مشاوره فردی و خانوادگی و ارتقاء زندگی حرفه ای ، سازگار کردن محیط با توانمندی های باقیمانده فرد و ... می کوشیم که فرد ناتوان یا کم توان ، دچار معلولیت نشود و یا با معلولیت خود سازگار شده ، با آن کنار بیاید و در پی معنای جدید زیستن ، فردی با انگیزه ، امیدوار و تا حد امکان مستقل و مفید شود . ( آنقدر کاردرمانی را دوست دارم که با نوشتن همین جملات گوشه ی چشمانم نمناک شد – امیدوارم ریا نباشد و شمای خواننده فقط بدانید که می توان این مفهوم های ارزشمند و معنوی و بزرگ را در حین ارائه خدمات کاردرمانی ، هر روز و هر روز دریافت و صیقل داد و والاتر کرد . و می توان این رشته را عاشق شد - )
پس بیاییم نگاهمان را به معلول تغییر دهیم و تلقی ای واقعی تر از معلول و معلولیت داشته باشیم . هرکسی که روی ویلچر می نشیند معلول نیست – کما این که افراد بسیار توانمندی هستند که از ضایعه و ناتوانی رنج می برند اما معلول نیستند ، نمی خواهم با معرفی خودم به عنوان انسان توانمند ، ذهنیت شمای خواننده از خودم را به عنوان فردی متکبر جهت دهی نمایم . اما از آنجا که تنها در مورد خودم این اجازه را دارم که مثال واضح بزنم ، از خودم شروع می کنم : مثلا خود من ، آنگونه که برخی از دوستان می دانند و در جریان هستند از کم شنوایی متوسط – شدید رنج می برم . ( اما بهتر است نگویم رنج می برم ! ) و در عین حال سعی کرده ام نقش های زندگی ام را به درستی ایفا کنم و به معنای زندگی خودم برسم و حتی به برخی افراد دیگر نیز کمک کنم تا به معنای زندگی خود برسند . من کاردرمانگر توانمندی را می شناسم که بواسطه ی یک اتفاق ، یکی از چشمهای خود را از دست داده است و به واسطه ی هوش خود بر تمامی مشکلات پیروز شده است و در قلمرو کاردرمانی از توانمند ترین افرادی است که می شناسم ، هم استاد دانشگاه است ، هم بالینگر و هم مدیر کلینیک و هم جماعت زیادی را یاری رسان ، متاهل و دارای یک فرزند باهوش و شاد . من کاردرمانگری را می شناسم که خود دچار فلج اطفال بوده است و در زمره کاردرمانگران و بالینگران موفق است . من آسیب شناس گفتار و زبانی را می شناسم که از ضایعه نخاعی در رنج است و با ویلچر تردد می کند ، اما ازدواج کرده است ، بطور مستقل رانندگی می کند ، بسیار با سواد و سخی است ، کلینیک اداره می کند و مدیر گروه گفتاردرمانی نیز هست . این افرادی که نام بردم و بسیاری دیگر که می شناسم یا نمی شناسم ، در زمره افرادی هستند که با وجود تحمل و مدارا با ضایعه و کم توانی ، از پس مشکلات خود بر آمده و نه تنها گلیم خود را از آب بیرون می کشند ، بلکه می توانند به سایرین نیز کمک کنند و گلیم سایرین را نیز بیرون بکشند ! ..
به خوبی یادم است که هر کدام از دوستان من که در رشته های غیر توانبخشی به اقصی نقاط جهان مسافرت کرده اند ، به عنوان اولین خاطره مشترکشان به این مساله اشاره می کردند که :
آقا چقدر کشورهای دیگه معلول زیاد داره .. همینجوری که توی خیابون راه می ریم ، مدام افراد عصا به دست و نشسته بر روی ویلچر و اعضای مصنوعی و ... می دیدیم . توی ایران اصلا اینقدر از این ها نمی بینیم !
حال آن که حقیقت قضیه این است که طبق آمارهای WHO ( سازمان بهداشت جهانی ) حدود 10 درصد از کل هر جامعه ای از یکی از انواع معلولیت و ضایعه در رنج دائمی است و بسیاری از افراد در یکی از مقاطع زندگی خود متحمل رنج و ناراحتی و معلولیت های گذرا یا دائمی ، محدود یا فراگیر ، خفیف یا زمینگیر کننده می شوند .
این که چرا در ایران ، معلول های زیادی را در سطح جامعه نمی بینیم ، به علت مسائلی نظیر آنچه در ادامه به تفکیک نوشته ام می شود :
الف ) نگرش اشتباه و عاطفی و غیر منطقی جامعه به معلولان ، گدا پنداشتن معلول و ارائه ی کمک های مالی به ایشان ( که چقدر برخورنده است ) ، با انگشت او را به سایرین نشان دادن و انگشت نما شدن فرد معلول ، کناره گیری از فرد معلول ، نگاه نکردن به فرد معلول ، ترس برخی افراد جامعه از واگیر دار بودن مشکل و معلولیت !!!! ، اعتقادات خرافی زشت نظیر این مساله که فرد دارد جزای کار بدی که در همین دنیا انجام داده است را می کشد !!! ، گریستن آشکار به حال او ، عدم اعتنا و کمک به او و نیازهایش ( از ترس این که نکند دردسر درست شود و وبال گردن شود ) ، اعتقاد به این که اگر فرد معلول مادر و پدر خوب و مراقب و با دقتی داشت دچار معلولیت نمی شد ! ، اعتقاد به این که این ها همه اش فیلم است تا مثلا بتواند برای خودش در اتوبوس یا مترو یک صندلی خالی پیدا کند !!.....
ب ) موانع معماری شهری و نگاه غیرمسئولانه مسئولان به مشکل و محدودیت های معلولان . به راستی در تهران ( پایتخت ایران ) ، اصفهان ( داعیه دار پایتختی فرهنگ و تمدن اسلامی ) ، مشهد ، شیراز و قم ( به عنوان سه شهر برتر مذهبی و پرچمدار و پیشاهنگ تعالیم و آموزه های اسلامی و مذهبی ) و ... چند در صد از پیاده رو ها ، خیابان ها ، عابر بانک ها ، اماکن ، دستشویی ها ، بانک ها ، وسایل حمل و نقل عمومی و .. برای معلولین مناسب سازی و قابل استفاده است ؟
ج ) کنار نیامدن معلول با مشکلات خود – به نظرم اینچنین می رسد که جامعه ایرانی جزء جوامعی است که کمترین اعتقاد قلبی را به خرد جمعی ، روح مشاوره و استفاده از فرد خبره ، اعتماد به متخصصین و .. دارد . به همین منوال متاسفانه بسیاری از افراد دچارمعلولیت نیز خیلی دیر و خیلی کمتر از حد لازم از خدمات توانبخشی و مشاوره استفاده می کنند و به همین منوال دیر تر با مشکل خود کنار می آیند و دیرتر آمادگی حضور فعال در بستر جامعه کسب می کنند .
د ) سودجویی برخی افراد و سوءاستفاده ی برخی رسانه ها و افراد از مساله معلولیت و قلقلک عاطفی جامعه با انجام کاری نمادین و بدون انجام کار زیربنایی و قابل پیگیری که سبب بدبینی آحاد جامعه نسبت به معلول و هر خبر و گزارشی که از معلول به سمع و بصر برسد می شود . ( بدون شرح اضافه ... که تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل )
ه ) کمرنگ شدن همبستگی اجتماعی و روحیه تعاون در میان ایرانیان ( طی دهه ی اخیر ) در مقایسه با دوران پیشین . ( که می بینیم فرد زخمی مثلا در حادثه سعادت آباد در حال جان دادن است و از او با موبایلمان فیلم می گیریم و برای این که شر نشود به یاری اش نمی شتابیم ..!) به واقع یک معلول که ممکن است برای حضور فعالانه در میان جامعه ، همیشه نیازمند 10 تا 20 درصد کمک سایرین برای نقل مکان و برآوردن حاجات باشد ، چگونه می تواند به چنین مردمی با چنین روحیه ای اعتماد کند ؟
و ) عدم تامین اعتبار ، تامین بودجه و تامین برنامه ی کافی ، برنامه سازی مکفی در سطح وزارتهای آموزش و پرورش ، علوم و تحقیقات و فناوری ، بهداشت ، فرهنگ و ارشاد اسلامی ، رفاه و سازمان تامین اجتماعی و رسانه های سمعی – بصری ( رادیو و تلویزیون ) و ..... به نحوی که تصویری صحیح و متناسب در خصوص معلولیت را به شیوه ای که در خور پسند مخاطب است به او ارائه دهند و دانش و آگاهی عموم از معلولیت را ارتقا دهند . ( عموم برنامه های اینچنین در تیراژ محدود یا ساعات پخش کم بیننده و در قالب برنامه های غیر منسجم با کارشناسانی کم سواد و در ساختاری ناخوشایند و شعار زده و تکراری ارائه می شوند به نحوی که خود من هم ، در اکثر مواقع کانال را عوض می کنم و صفحه مربوطه را ورق می زنم !!! )
ز ) برخی برنامه های تلویزیونی و سینمایی و سایر رسانه های مکتوب نوشتاری که از کارشناس زبده و دانشگاهی توانبخشی برای مشاوره استفاده نکرده و تصویری مخدوش و اشتباه از معلولیت به خورد مخاطب عام می دهند . شامل فیلم ها ، میزگردهای بسیار محدود کارشناسی ، گزارش و مصاحبه و .. . ( به نظر می رسد جای هیات ممیزه ی مرتبط با امور توانبخشی در میان بسیاری از کادرهای تشکیلاتی خالی است و مدیران و مسئولان با آگاهی نسبی خود و بدون بهره مندی از نظر کارشناسی اصولی ، اقدام به چینش نقش ها و گزینش افراد می کنند .
ح ) و سایر موارد .... ( فکر کنم بد نبود اگر مطلبی به این بلندی را در پست دیگری از وبلاگ کار می کردم و حوصله ی مخاطب عزیز که به دنبال انتخاب رشته است را سر نمی بردم .!. )
3) نکته ی سومی که در مورد تعریف کاردرمانی به ذهنم می رسد این است که : خود این تعریف نشان می دهد با چه طیف و تنوع وسیعی از مشکلات ، اختلالات ، بیماری های ، معلولیت ها و در چه بازه ی وسیعی از سنین ( کل دوره های سنی ) دست و پنجه نرم می کنیم . چرا که در تعریف کاردرمانی گفته است : هر معلولی ( یعنی در هر سنی و به واسطه هر نوع معلولیتی و در اثر هر نوع ضایعه ای ) . در نتیجه فردی که قصد دارد کاردرمانی را به عنوان رشته تحصیلی و شغل آینده اش انتخاب کند ، می تواند خاطرش جمع باشد که بالاخره در یکی از حیطه های وسیع مرتبط با کاردرمانی ، علاقه ی خود را پیدا می کند . همچنین این تعریف این نکته را نیز خاطر نشان می کند که کاردرمانگر حتما باید اهل مطالعه و رعایت کار و اخلاق تیمی باشد . این که می گوییم کاردرمانگر باید اهل مطالعه باشد ، به این معنی است که در رشته ی کاردرمانی بر خلاف بسیاری از رشته های دیگر ، صرف تسلط تئوری بر مباحث درسی رشته ی کاردرمانی گرچه لازم اما کافی نیست . بلکه کاردرمانگر باید اهل مطالعه و کتاب باشد . اهل اندیشه عمیق ، اهل منطق و فلسفه ، اهل روانشناسی و جامعه شناسی ، اهل هنر و رمان ، اهل خوانندگی و خرد و همچنین باید در مورد هر مشکلی که منجر به معلولیت می شود ، آنقدر دانش داشته باشد که از آن سر در آورد و فرد دچار آن معلولیت را بهتر درک کند . این که می گوییم کاردرمانگر باید اهل کار تیمی و دارای اخلاق تیم مدار باشد ، به این علت است که تمامی نیازهای تمامی معلولان ، به صورت تام و کامل ، توسط کاردرمانگر بر آورده نمی شود و در این مسیر همکاری کاردرمانگر به عنوان عضوی از یک تیم درمانی ، در کنار رشته های فیزیوتراپی ، شنوایی شناسی ، آسیب شناسی گفتار و زبان یا گفتاردرمانی ، بینایی سنجی ، ارتوپدی فنی ، مدیریت توانبخشی ، مددکاری اجتماعی ، کودکان استثنائی ، روانشناسی و روانسنجی ، مهندسی پزشکی ، پرستاری ، تخصص های روانپزشکی ، مغز و اعصاب ، علوم اعصاب شناختی ، ارتوپدی ، تکامل کودک ، علوم آزمایشگاهی و آزمایشهای پاراکلینیکی و تصویربرداری ، داروشناسی ، متابولیسم ، ژنتیک ، سالمندان ، قلب و عروق ، بیماری های داخلی و ... به فعالیت و خدمت بپردازد .
موضوع دوم : مقاطع تحصیلی رشته ی کاردرمانی و دانشگاه هایی که رشته ی کاردرمانی را تدریس می کنند .
مقاطع تحصیلی کاردرمانی :
در مقطع کارشناسی پیوسته ( 4 سال )
در شهرهای : تهران ، اصفهان ، شیراز ، اهواز ، تبریز ، سمنان همدان و اراک ( این اطلاعات مال سال قبل است . احتمال دارد عزیزانی که در حال انتخاب رشته دارند ، نام شهرهای دیگری را نیز دراین قسمت ببینند . لطفا بنده را با خبر کنید تا این مطلب را با صحت و سقم بیشتری تصحیح و به روز کنم )
در مقطع کارشناسی ارشد ( 2 تا 3 سال )
فقط در شهر تهران و در دانشگاه علوم پزشکی تهران ( ایران سابق ) ، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی ، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی
در مقطع دکتری ( بسته به تز انتخابی و رساله معمولا بین 3 تا4 سال )
فقط در تهران و دانشگاههای علوم بهزیستی و تهران
کشورهایی که برای ادامه تحصیل در رشته ی کاردرمانی حرفهای زیادی برای گفتن دارند :
کانادا
آمریکا
استرالیا
سوئد
موضوع سوم : وجهه ی کاردرمانی در ایران و جهان
کاردرمانی در جهان با نام Occupational therapy شناخته می شود و در برخی کشورهای اروپایی نظیر فرانسه ، نام آن Ergo therapy است . ( Ergo به معنای ققنوس است و این که این کلمه چه ربطی به کاردرمانی دارد داستان مفصل و شیرینی است که در البته در این مقال نمی گنجد ) . یکی از رشته های پر درامد در اکثر کشورها همین رشته ی کاردرمانی است .
هم در ایران و هم در جهان کاردرمانی تا سطح دکتری تخصصی ادامه پیدا می کند .
سایت فدراسیون جهانی کاردرمانی WFOT.org پایگاه اینترنتی موثقی برای آشنایی شما عزیزان با رشته ی کاردرمانی محسوب می شود
همچنین انجمن کاردرمانی ایران که از حدود 5 سال پیش به عضویت فدراسیون جهانی کاردرمانی نیز در آمده است هم اکنون به ریاست آقای دکتر مهدی علیزاده اداره می شود .
تمامی فارغ التحصیلان رشته ی کاردرمانی در مقطع کارشناسی می توانند صاحب شماره نظام پزشکی و مهر شوند و پس از کسب سابقه ی کاری کافی اقدام به تاسیس مطب خصوصی نمایند .
هم اکنون در بیش از 9 دانشگاه در ایران رشته ی کاردرمانی در مقطع کارشناسی تدریس می شود .
برای آشنایی بیشتر با تاریخچه رشته کاردرمانی و ... می توانید از سایر مطالب وبلاگ حاضر و یا از سایت انجمن کاردرمانی ایران www.irota.ir استفاده نمایید .
ضمنا بد نیست بدانید 27 اکتبر معادل 5 آبانماه روز جهانی کاردرمانی است و خیلی لذت بخش است که همکاران در چند سال اخیر این روز را جدی گرفته و در چنین روزی دیدار ها تازه می شود و آن را به یکدیگر تبریک می گویند .
موضوع چهارم : بررسی کاردرمانی از لحاظ شغلی ، حیطه های ارائه خدمات و بازار کار وشرایط اقتصادی
چنانچه پیشتر هم اشاره کردم ، تنوعی که در این رشته است به نحوی است که افراد با علائق و سلیقه های گوناگون را راضی می کند . یک کاردرمانگر موفق می تواند با حفظ و احترام به فلسفه ی اصلی رشته ی کاردرمانی ، توانمندی بالینی خود را در حیطه های مختلف زیر مورد استفاده قرار دهد .
حیطه ی کودکان مبتلا به اختلالات روانپزشکی و مشکلات و عقب ماندگی ذهنی :
شامل اختلالات نقص توجه – بیش فعالی ، اختلالات طیف اوتیسم ، اختلالات رشدی ، اختلالات یکپارچگی حسی و اختلالات ادراکی ، اختلال هماهنگی در رشد ، اختلالات یادگیری ، اضطراب و لجبازی و بطور کلی اختلالات رفتاری ، عقب ماندگی ذهنی ، اختلالات متابولیک نظیر PKU ، سندرم ها نظیر سندرم داون و ...
حیطه ی کودکان مبتلا به انواع معلولیت های جسمانی – حرکتی
شامل فلج مغزی ، اسپاینو بیفیدا ، فلج اطفال ، ضایعات نخاعی ، ضربه و آسیب مغزی ، اختلالات رشدی و تعادلی و ضایعات ارتوپدیک مثل انواع شکستگی و در رفتگی های اندامی ، قطع عضو و
حیطه کودکان مبتلا به انواع مشکلات و محرومیت های حسی
نظیر ناشنوایی و کم شنوایی ، نابینایی و کم بینایی و ...
حیطه ی بزرگسالان مبتلا به انواع اختلالات و مشکلات و معلولیت های روانی
نظیر افسردگی و اضطراب و سایر انواع روان نژندی ( نوروز ) ، اختلالات روانپریشی یا ( سایکوز ) در بر دارنده ی علائم توهم ، هذیان ، اسکیزوفرنیا ، اختلال خلق دو قطبی ، ضعف و اختلال در مهارتهای اجتماعی ، اختلالات شخصیت و ...
حیطه ی بزرگسالان مبتلا به انواع اختلالات نورولوژیک ( عصب شناختی ) و جسمانی و حرکتی
نظیر سکته قلبی و سکته مغزی ، مشکلات فلجی یک یا چند عضو ، شکستگی و در رفتگی و قطع عضو ، ضربه و آسیب مغزی ، مولتیپل اسکلروزیس یا MS ، اختلالات شناختی ، ضایعات نخاعی و....
حیطه ی سالمندان
شامل کلیه مسائل مرتبط با سالمندان و پیری
سایر حیطه ها
که واقعا آنقدر وسیع است نمی توان به همه ی آنها اشاره کرد اما به عنوان نمونه و بصوت خلاصه می توان به کاردرمانی در ایذر،هموفیلی ، سرطان و بیماران در کما ، سوختگی ، و کاردرمانی در اختلالات تصویر بدنی و ... اشاره کرد .
کاردرمانگران متناسب به این که می خواهند در خصوص چه مشکلی به چه جامعه ای از معلولان سرویس ارائه دهند ، بازارهای کاری متنوعی را فراروی خودمی بینند به عنوان نمونه :
- بازی درمانی
- رفتاردرمانی
- مشاوره خانواده
- غربالگری کودکان در مهدهای کودک و مدارس به عنوان پیشگیری و مداخله بهنگام
- ماساژ درمانی
- هنردرمانی
- حرکت درمانی
- تمرین درمانی
- آموزش پیش حرفه ای
- مدیریت توانبخشی
- مدیریت ارجاع و مراجع
- آموزش استثنائی
- آب درمانی
- موسیقی درمانی
- نمایش درمانی
- و ...
ذکر این نکته بصورت موکد مورد تکرارو تاکید است که : تمامی کاردرمانگرانی که فارغ التحصیل رشته ی کاردرمانی می شوند ، می بایست حتما متناسب و در راستای فلسفه و چارچوب کاری در نظر گرفته شده و بر اساس منابع اصلی و مجوزهای مورد تائید وزارت بهداشت جمهوری اسلامی ایرا و بر حسب واحدهای درسی که در دوره تحصیل گذرانده اند به فعالیت بپردازند و انجام تمامی حیطه های ذکر شده در بالا توسط کاردرمانگر ، تنها در صورتی ارزشمند و مطلوب تلقی می شود که سبب انحراف رشته ی کاردرمانی از فلسفه و مسیر اصلی خود نشده و اصلیت رشته را تهدید نکند . در حقیقت کاردرمانگر ادعا نمی کند که بازی درمانگر یا حرکت درمانگر یا هنردرمانگر یا مشاور است . بلکه از تمامی این حیطه ها می تواند به عنوان تکنیک های درمانی استفاده کند و در کنار کاردرمانی از ظرایف و اثرات مثبت هر کدام در برهه ای از زمان و برای مراجعی به خصوص استفاده کند .
و اما از جهت اقتصادی و مالی ، برای یک کاردرمانگر تازه فارغ التحصیل در هر جای ایران ، علی الخصوص شهرهای به غیر از تهران ، به راحتی ( بسیار راحت ) فرصت های شغلی به عنوان کاردرمانگر درصدی در کلینیک های خصوصی و کاردرمانگر و کارشناس توانبخشی در مراکز و سازمانهای توانبخشی و بهزیستی دولتی و حتی انجمن های مردم نهاد و موسسات خیریه و .. وجود دارد .
اکثر افرادی که در حیطه ی کاردرمانی کار می کنند ، درآمد متوسط به بالا را تجربه می کنند و بسیاری ازهمکاران و دوستان اینجانب با رعایت مسائل صحیح اخلاقی و شرعی و عرفی ، ماهانه بین 3 تا 5 میلیون تومان درآمد خالص دارند . اما بسیاری از کاردرمانگران با سابقه ی کاری محدود تر ( زیر 3 سال ) درآمدی در حدود ماهانه 1 تا 1/5 میلیون تومان را بصورت صحیح و اخلاقی می توانند کسب نمایند . البته رشد هر چیزی بصورت آهسته آهسته و به تدریج صورت می گیرد و این که یک کاردرمانگر تصور کند بلافاصله بعد از فارغ التحصیلی با فرش قرمز و درآمدهای آنچنانی مواجه می شود ، تصوری وهم آلود است . این مساله نه فقط در کاردرمانی ، بلکه در تمامی رشته های علوم پزشکی نیز مصداق دارد . دوره های مرارت و دشواری وجود دارند اما آینده آنچنان که اشاره شد ، آینده ای متوسط به بالا محسوب می شود . ( در صورت هوش ، فرصت طلبی ، قناعت ، اخلاق کاری ، تعهد ، مسئولیت پذیری ، مطالعه ، و ... )
سازمان نظام پزشکی و معاونت درمان ، به تمامی کاردرمانگران حائز شرایط دارای لیسانس با 5 سال سابقه ی کاری معتبر در شهرهای بزرگ و 3 سال سابقه ی کاری در شهرهای کوچک اجازه ی فعالیت خواهد داد . کاردرمانگران دارای مدرک فوق لیسانس نیز می توانند با 2/5 سال سابقه ی کاری بعد از کسب مدرک فوق لیسانس ، به تاسیس دفتر کاردرمانی در شهرهای بزرگ اقدام کنند و بدیهی است که به سابقه ی کاری کمتری برای تاسیس دفتر کاردرمانی در شهرهای کوچک نیاز است .
موضوع پنجم : تنوع حیطه های ارائه خدمات و نقش های کاردرمانگران در جامعه
سوال دیگری که برای دوستان پیش می آید این است که آیا همه ی کاردرمانگر ها برای تامین معاش ، ناچار از ایفای نقش درمانگر و بالینگر هستند ؟ یعنی آیا همه کسانی که مدرک کارشناسی کاردرمانی را کسب می کنند ، باید به ارائه ی خدمات توانبخشی و بالینی بپردازند ؟
پاسخ چنین است که : نه . رشته ی کاردرمانی آنقدر وسیع است که به جز بالینگری ، کارشناس مربوطه می تواند در این موارد نیز عرض اندام کند .
1) بزرگترین اکثریت کاردرمانگران به کار بالینی در مراکز دولتی و بیمارستانها و یا خصوصی و نیمه خصوصی می پردازند .
2) تعدادی دیگر از کاردرمانگران تحت عنوان کارشناس توانبخشی ، به ارائه خدمات آموزش و مشاوره و خدمات بالینی در مراکز وابسته به سازمان بهزیستی می پردازند .
3) تعدادی دیگر از کاردرمانگران برای ایفای نقش درمانی و توانبخشی به سراغ هوم ویزیت و یا ویزیت منزل ( درمان و بازتوانی در منزل مراجعینی که به هر دلیل قادر به مراجعه به مراکز توانبخشی نیستند ) می روند
4) تعدادی دیگر از کاردرمانگران محور ارائه خدمات درمانی خود را بر پیشگیری و کار با کودکان سالم در معرض خطر و غربالگری و بازشناسی ایشان در مهد های کودک و مدارس ابتدایی قرار می دهند .
5) تعدادی دیگر با عنوان اعضای هیات علمی و اعضای گروه آموزشی دانشگاههای سراسر کشور استخدام و مشغول تدریس به نسل جدید کاردرمانگران می شوند
6) تعدادی دیگر در سمت های مشاور امور توانبخشی برخی نهاد ها ( مثل صدا و سیما و بنیاد معلولان و جانبازان و انجمن ها و موسسات دولتی و خصوصی ) قرار می گیرند .
7) برخی دیگر از کاردرمانگر ها رو به سوی پژوهش و تحقیق و مطالعه و تدریس می آورند .
8) عده ای به کار آزاد در زمینه تهیه و تامین تجهیزات توانبخشی می پردازند و از علم و رابطه ی خود در کاردرمانی به این نحو بهره می برند
9) تعدادی از افراد برای ادامه تحصیل و فرصت های مطالعاتی و پژوهش و همکاری های دانشگاهی به خارج مهاجرت می کنند
10) تعدادی از کارشناسان کاردرمانی ، اقدام به شرکت در امتحان سایر رشته ها در مقطع فوق لیسانس نموده و به سمت گرایش های مهندسی پزشکی ، ارگونومی ، کودکان استثنایی ، تربیت بدنی و رفتار حرکتی ، حرکات اصلاحی ، آناتومی ، روانشناسی و ... می روند .
11) و ....
به واقع در این رشته راه برای کار و ایفای نقش باز است و نیاز جامعه ی ایرانی به کاردرمانگر به تصور بنده در شهرستان ها ، تا حداقل 15 سال دیگربه همین منوال ، عطشان و شدید است .
موضوع ششم : احساس منفی برخی دوستان از نام کاردرمانی و معلول و ... و ترس از اینکه نتوانند با دیدن چهره ی یک معلول خود را کنترل کنند و روحیه شان به هم بریزد .
بعضی از دوستان به این مساله اشاره می کنند که : من دل دیدن چهره ی معلول را ندارم و حالم یه جور خاصی می شود و منقلب می شوم و اصلا تحمل این رشته و فضای موجود در آن را ندارم
حقیقت قضیه این است که بسیاری از کاردرمانگران موفق جامعه ، در ترم های 1 و 2 کارشناسی کاردرمانی ، سودای ترک رشته داشته اند ، چرا که کسی نام رشته کاردرمانی را نمی شناخته ، چرا که تحمل دیدن و یا شنیدن کلمه ی معلول ، عقب ماندگی ذهنی ، گریه و آب دهان و دماغ و ... را نداشته اند و آرزوی رشته ی پشت میزی و ( به اصطلاح خودشان با کلاس ! ) را داشته اند . اما هر چه در این رشته مانده اند و خوانده اند ، شیفته تر و عاشق تر شده اند و به مسائل این چنینی عادت کرده اند و کمتر اذیت شده اند و بیشتر مفید واقع شده اند و الان جزء افراد متعصب به رشته ی کاردرمانی محسوب می شوند .
نمی توانم تضمین کنم که تمامی افرادی که دغدغه شان ، سوال و احساس بالا است ، پس از 2 سال تحصیل در رشته ی کاردرمانی ، با موارد این چنینی سازش پیدا کنند و دیگر حالشان با دیدن مراجع ناتوان منقلب نشود . اما می توانم به ایشان بگویم که بسیاری از ما و همکارانمان که خود را در این زمینه موفق می پنداریم ، چنین احساس هایی را تجربه کرده ایم و اکنون خداوند را شاکریم که مانع خروج ما از این رشته و انصراف تحصیلی مان شده است ! .
در یک کلام . کاردرمانی را می توان عاشق بود . اگر منطقی ، عمیق ، صبور و نوع دوست باشیم و با خلاقیت هایمان راه خودمان را در این رشته باز کرده و جای خودمان را در این رشته پیدا کنیم .
موضوع هفتم : منابع سودمند برای مطالعه بهتر و اشنایی با رشته کاردرمانی
· کتاب مبانی کاردرمانی : باربارا سابونیز کافی
· مراجعه به دانشگاه و دانشکده علوم توانبخشی ای که رشته ی کاردرمانی را تدریس می کند و صحبت با دانشجویان ترم های 2 و 4 و 6 و 8 و اساتید ایشان
· تماس تلفنی با اینجانب در صورت نیاز به راهنمایی بیشتر . ( ابتدا از طریق پیامک خودتان را معرفی کنید و سپس با هم قرار تماس تلفنی را هماهنگ می کنیم . )
به امید این که انتخاب رشته ، فردای شما دانش آموز گرامی را زیباتر و دلنشین تر کند .
به امید این که شما و کاردرمانی به پای هم پیر شوید !
ارادتمند : پارسا هوش ور
کارشناس ارشد کاردرمانی
عضو گروه آموزشی دانشکده علوم توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
- کاردرمانی و توانبخشی اختلالات روان و جسم و ذهن ( با ضریب 6 )
- روانشناسی و روانپزشکی ( با ضریب 2 )
- رشد روانی حرکتی کودکان ( با ضریب 1 )
- آناتومی و بیومکانیک ( با ضریب 2 )
- توانبخشی حرفه ای و فعالیت های روزمره زندگی ( با ضریب 1 )
- زبان عمومی ( با ضریب 2 )
را که در قالب 160 سوال و ظرف 160 دقیقه ارائه می شود ، به بوته ی محک و آزمون گذاشته و به افراد واجد بهترین نمرات کسب شده که در تاریخ ششم شهریور ماه 91 مشخص خواهند شد ، این اجازه را بدهند که خود را دانشجوی کارشناسی ارشد در یکی از دانشگاه های علوم پزشکی تهران ، علوم پزشکی شهید بهشتی و دانشگاه علوم بهزیستی بدانند .
برای تک تک عزیزانی که طی این چند ماه ( و حتی 2 سال اخیر ) زحمت کشیده اند و خود را آماده ی آزمون کرده اند آرزوی بهروزی و شادکامی دارم .
با این وجود از آنجا که تعداد متقاضی همانند همه ی کنکور های واقعی ، چیزی حدود 6 برابر تعداد قبولی نهایی در رشته کاردرمانی خواهد بود ، ناچاریم بپذیریم آنها که نمره ی بهتری گرفته اند ، مسیر کارشناسی ارشد را برای امسال در پیش خواهند گرفت و سایرین لاجرم شاید وقتی دیگر و یا راهی دیگر .
امیدم بر این است که آزمون به گونه ای با آرامش و به دور از جنجال و مملو از انصاف و عدالت برگزار شود و به واقع آرزویم این است که نمرات کسب شده گویای مهارت بالینی و دانش و تعهد واقعی کارشناسان ارشد آینده ی ایران عزیزمان باشد .
دعای خیر اساتید ، همکاران و توانخواهان که چشم به توان و دانش آینده ی شما دارند ، بدرقه راهتان .
ارادتمند : پارسا هوش ور
قبل از هر چیز از خانم دهقان تشکر می کنم که محبت کردند و مطلب زیبایشان را در خصوص رویکرد ادراکی - حرکتی در اختیار وبلاگ کاردرمانی قرار دادند .
از امتیازهای این مطلب می توان به خارج شدن وبلاگ از تک گویی های این حقیر ، استناد به رفرانس منابع و اشاره به رویکردی کاربردی و ارزشمند در زمینه کاردرمانی کودکان اشاره کرد . خاصه این که این مطلب به قلم سرکار خانم فائزه دهقان نوشته شده است که خود در زمینه استفاده از رویکرد ادراکی - حرکتی از تجربه های بالینی ارزشمندی نیز برخوردار هستند و در زمره ی خوبهای کاردرمانی قرار دارند .
* * * * * *
مع الوصف ... در این پست تصمیم دارم مطلبی کوتاه ولی مهم را با شما خواننده ی همیشه همراه در میان بگذارم .
چندی پیش ، یکی از دانشجویان متین و مودبم که در حال تحصیل در مقطع ترم 4 کارشناسی کاردرمانی است ، به ملاقات حضوری من آمده بود . همان طور که در اتاقم در دانشگاه مشغول صحبت با ایشان بودم ، احساس کردم که همچنان با نام کاردرمانی کنار نیامده است .
به وبلاگهای زیادی سر زده ام و درد و دل های زیادی از دانشجویان سالهای پایینی و مخصوصا ورودی جدید ها هر ساله می شنویم که :
این نام کاردرمانی را هیچکس نمی شناسد و چه و چه و چه ..
و ما که به نوبه ی خود و با حمایت بزرگتر های کاردرمانی ، اکنون رفته رفته بزرگ شده ایم ، و یه مقدار در زمینه تدریس و مشاوره دادن و انگیزه دادن به دانشجویان خودمان را بیش از پیش مسئول احساس می کنیم ، هر بار به روشی و ترفندی و حیله ای جوابی متناسب با نگرانی و انگیزه ی دانشجویان می جوییم و ارائه می دهیم .
گاهی از "فلسفه ی کاردرمانی" صحبت می کنیم ،گاهی از "معنای کاردرمانی " ، گاهی از "معجزه های بالینی در حین کاردرمانی " ، گاهی از " این که بتوانی یک زندگی را تغییر دهی و مفید بودن برای جامعه " گاهی از این که" حیطه های کاری آینده اش وسیع است "، گاهی از این که" فلانی و فلانی که اینقدر موفق هستند کاردرمانگر هستند " ، گاهی از این که " مهم نیست بقیه اسم رشته را نشناسند ، مهم این است که اگه کسی لازم داشته باشه سراغش می ره و ازش بهره مند می شه" و حتی نهایتا از این که : بالاخره باهاش کنار میای و بهش عادت می کنی " و ....
این بار اما صحبتی که مطرح نمودم برای خودم نیز حاوی نکات ارزشمند و جالبی بود که در این قسمت میخواهم آن را با شما در میان بگذارم .
از دوست جوان و مضطربمان پرسیدم : آیا شما کارل پوپر را می شناسید ؟ گفت نه ! ( مطمئن بودم نمی شناسد )
مجدد پرسیدم آیا شما برتراند راسل را می شناسید ؟ و مجددا با اندکی ناراحتی و احساس معذب بودن پاسخ داد : نه !
من گفتم می دانی که هر دوی این افراد از بزرگترین و به نام ترین و مشهور ترین فیلسوف ها و از باسواد ترین افراد قرن حاضر بوده اند ؟ این که شما آن ها را نمی شناسی از عظمت آنها کم می کند؟
گفت نه ... قطعا آنها خیلی بزرگ هستند ، این من هستم که آنها را نمی شناختم .. از سواد کم من است ...
نفسی به راحتی کشیدم و گفتم : کاردرمانی این چنین است . خیلی عظیم تر از آن است که با نا آشنا بودن نامش بین پدران و مادران ما و دوستان و همسالان ما و فامیل ها و خویشان ما از ابهت و عظمت و اثرگذاری اش اندکی کاسته شود.
کاردرمانی همچون یک نعمت است برای همه کسانی که به نوعی ، از دور یا نزدیک با آن رابطه دارند ، رابطه داشته اندو یا رابطه خواهند داشت . اما هر کس به اندازه فاصله ای که از آن دارد ، آن را دور یا نزدیک می پندارد . دقیقا مثل این که ما بگوییم ماه دور است . .. من وقتی می توانم با حرف شما قبول کنم که من هم مثل شما از ماه دور باشم ... اما اگر من به ماه اندکی نزدیک تر شده باشم و حتی گاهی روی آن پیاده روی عصرانه ای داشته باشم ، با این باور که ماه دور است ، همسو نیستم .
در موردکاردرمانی هم دقیقا به همین صورت ، کاردرمانی در جای خودش ایستاده و منتظر ما است . وقتی به سمتش نزدیک می شویم دیگر دور نیست .
کاردرمانی هنر وعلمی است که واقعا می شود عاشقش شد ...
دوست دارم نظر شما ها را نیز بدانم .. شما اگر روزی از روز های خدا ، دانشجوی مضطربی با این شکایت که کسی کاردرمانی را نمی شناسد به سراغ شما بیاید ، چه می گویید ؟
لطفا برای من در قسمت نظرات بنویسید .
ارادتمند : پارسا هوش ور
کارشناس ارشد کاردرمانی
مهارتهای ادراکی = حرکتی Perceptual motor
بنا بر قولی که به همکار گرامی جناب آقای هوشور داده بودم این پست را در مورد نظریه و بنیانهای نظری مهارتهای ادراکی –حرکتی آماده کردم. امیدوارم بتوانم پستهایی را نیز در مورد کاربردهای این مباحث در درمان کودکان با اختلالات مختلف آماد کنم. مرجع این پست بیشتر از کتاب گالاهو و همکاران و کتاب چیاتوم است. برخی مطالعات هم در آن گنجانده شده اند.
درک[1] به معنی دانستن[2] یا تفسیر اطلاعات[3] است. درک، فرآیند سازماندهی اطلاعات وارده با اطلاعات دسته بندی شده است ، که به پاسخ تعدیل شده منجر میشود. ممکن است رشد ادراکی- حرکتی بعنوان مهارت رشد یافته موفق و توانایی عملکردی با استفاده از درون داد حسی، یکپارچگی حسی، بیان حرکتی[4]، و بازخورد توصیف شود . این عناصر به صورت زیر توصیف میشوند.
- دون داد حسی: دریافت اشکال مختلف محرک از طریق گیرنده های حسی (گیرنده های بینایی، شنوایی، لمسی و حس جنبشی[5]) و انتقال این محرک به مغز بصورت الگویی از انرژی عصبی .
- یکپارچگی حسی: سازماندهی محرک حسی وارده و یکپارچه کردن اطلاعات قبلی و سازمانده شده (حافظه)
- بیان حرکتی: یازمان دهی تنظیم درونی حرکت [6] بر اساس ترکیب محرک حسی موجود[7] و اطلاعات حافظه طولانی مدت ( گذشته)
- بازخورد: ارزیابی حرکتی از طریق مدالیته های حسی متنوع (بینایی، شنوایی، لمسی و حس جنبشی) که درونداد حسی فرآیند به اطلاعات برگردانده میشود تا دوباره چرخه را شروع کنند.
خط تیره در عبارت ادراکی – حرکتی در اینجا به دو دلیل است: اول، بر وابستگی فعالیتهای حرکتی ارادی به صور مختلف از اطلاعات ادراکی دلالت دارد . تمام حرکات ارادی شامل عنصری از آگاهی ادراکی بر مبنای انواعی از محرکات حسی است. دوم، خط تیره نشانگر این است که رشد تواناییهای ادراکی یک فرد وابسته به فعالیتهای حرکتی نیز است. مهارتهای ادراکی – حرکتی آموخته میشوند و همچنین حرکات بعنوان یک محیط مهم یادگیری ، استفاده میکنند. اجرای حرکات به دقت ادراکات فرد و توانایی او در تعبییر آنها در یک سری از اعمال هماهنگ وابسته است.
در طول سالها هماهنگی چشم- دست و هماهنگی چشم- پا برای بیان وابستگی حرکات کارا به دقت اطلاعات حسی استفاده میشود . بسیاری از دروندادهای حسی باید دسته بندی شوند تا در فعالیت ادراکی- حرکتی نظیر پرتاب توپ بسکتبال نمود یابند. اگر ادراک دقیق باشد و اگر در یک فرآیند هماهنگ ترکیب شوند،گل شدن توپ امکان پذیر است و اگرنه بازیکن پرتاب را از دست میدهد. تمام حرکات ارادی شامل استفاده از یک یا چند مدالیته های حسی در درجات بیشتر و یا کمتر است.
اجزای ادراکی – حرکتی
اگرچه تجارب حرکتی در برنامههای منظم تربیت بدنی که با فعالیت عمومی ادراکی – حرکتی تعریف شدهاند، بر تقویت کیفیت مهارتهای ادراکی – حرکتی تمرکز دارند اما ، بصورت مشخصی بر موارد مرتبط با تقویت کیفیت حرکات درست تاکید دارند.
در برنامههای درمانی و آمادگی، تاکید روی تقویت اجزای خاص ادراکی- حرکتی است، بنابراین فعالیتهای حرکتی بر اساس کیفیتهای ادراکی- حرکتی مورد نظر مانند آگاهی بدنی[8] ، آگاهی فضایی[9] ، آگاهی زمانی[10] ، آگاهی جهتی[11] ، گروه بندی میشود.
فعالیتهای طراحی شده برای ارتقاء این تواناییها در برنامههای ورزشی منظم استفاده میشوند. اما هدف نخستین، بیشتر فراگیری مهارتهای حرکتی و افزایش فعالیتهای فیزیکی است تا فراگیری ادراکی- حرکتی.
رشد و پالایش دنیای فضایی[12] و دنیای زمانی[13] هر دو سهم بنیادی و اصلی در برنامههای ادراکی و حرکتی دارند. اصطلاح استفاده شده در برنامههای آمریکای جنوبی بسیار متغییر است . در هر حال به نظر میرسد یک توافق عمومی وجود دارد که کیفیتهای ادراکی- حرکتی ذیل بیشترین مقدار اهمیت را برای رشد و پالایش در کودکان دارند.
الف-آگاهی بدنی
آگاهی بدنی اغلب بصورت ترکیب با تصویر بدن[14] و طرحواره بدنی[15] استفاده میشود. همه این اصطلاحات به رشد ظرفیت کودک برای تمییز دقیق قسمتهای بدنش اشاره دارد. توانایی فرق گذاری بین قسمتهای بدن برای بدست آوردن درک بیشتری از قسمتهای مختلف بدن در سه حوزه رخ میدهد .
حوزه اول آگاهی از قسمتهای بدن است یعنی توانایی تعیین کردن دقیق قسمتهای مختلف بدن روی خود و دیگران .
حوزه دوم، آگاهی از این است که هر قسمت بدن چه کاری میتواند بکند . این امر به رشد تدریجی عملکرد خاص هر قسمت بدن اشاره دارد .
حوزه سوم ، آگاهی از چگونگی حرکت دادن قسمتهای بدن بصورت موثر است. که به توانایی دوباره سازماندهی کردن قسمتهای بدن برای اجرای کارهای حرکتی خاص اشاره دارد.
تصویر بدن، با تصویر درونی که یک کودک از بدنش دارد، مرتبط است. درک شخصی از وزن، بلندی، شکل و سیمای فرد چگونگی مقایسه با دیگران را متاثر میکند. بنا نهادن یک تصویر بدنی واقعی در کودکی و بعد از آن اهمیت دارد. بی اشتهایی عصبی و پرخوری عصبی بصورت روشنی با تصویر بدن و عزت نفس ارتباط دارند. در اینجا بنظر میرسد که رابطه نزدیکی بین تصویر بدن و عزت نفس وجود دارد(مارش[16] و پییرت[17] 1998، مارش وهمکاران 1991).
ب- آگاهی فضایی
آگاهی فضایی یکی از اجزای اصلی رشد ادراکی – حرکتی است که ممکن است به دو زیر مجموعه تقسیم شود: 1) آگاهی از میزان فضایی که بدن اشغال کرده است و 2) توانایی طرح ریزی بدن بصورت موثر در فضای خارج .
دانستن میزان فضایی که بدن اشغال کرده است و ارتباط بدن با اشیاء خارجی ممکن است در طی فعالیتهای حرکتی متنوعی رشد کند. با تمرین و تجربه کردن، کودک از دنیای خود محور[18] و مکان یابی همه چیز در دنیای خارج نسبت به خودش ( مکان یابی فاعلی[19] ) به ساخت چارچوب مفعولی از مرجع میرسد ( مکان یابی مفعولی [20]) . کودک همچنین یاد میگیرد که با مفهوم فضای شخصی و فضای عمومی ارتباط برقرار کند. فضای شخصی[21] به فضایی اشاره دارد که بلافاصله در اطراف فرد قرار دارد که با میزان فاصلهای مشخص میشود که فرد میتواند بدنش را از بدنش تا نقطه ثابتی از زمین گسترش دهد.
فضای عمومی[22] به جایی اشاره دارد که فراتر از فضای شخصی فرد است. برای مثال پیش دبستانیها تمایل دارند که مکان یابی شی را در رابطه با جایی که ایستاده اند، تعیین کنند( مکان یابی فاعلی). کودکان بزرگتر قادرند اشیا را در مجاورت با اشیا نزدیکشان قرار دهند . بدون اینکه توجه به جای بدنشان داشته باشند( مکان یابی مفعولی در فضای عمومی) . مفاهیم مکان یابی فاعلی و فضای شخصی بصورت نزدیکی به مرحله رشدی تفکر پیش عملیاتی[23] پیاژه ارتباط دارد. مفهوم مکان یابی فاعلی و فضای عمومی با ساختارهای سطح بالای شناختی در مرحله عملیاتی[24] پیاژه تعریف میشود. در بزرگسالان علیرغم مشکلاتی که گاهی در مکان یابی موقعیتهای نسبی اشیاء مختلف، آگاهی فضایی نسبتا دقیق است. مشکلات در خواندن نقشه در طی عبور از مسیرهای ناآشنا و در زمان حرکت در جهات شمال ، جنوب، غرب یا شرق به وجود میآید.کودکان باید یاد بگیرند که ابتدا خودشان را بهصورت فاعلی در فضا جهت یابی کنندو سپس به جهت یابی دقیق در محیط نا آشنا اقدام کنند که نشانه های فاعلی در آنها بلااستفاده خواهد شد.
پ- آگاهی سمتی
یکی از حوزههای پر اهمیت برای بسیاری از معلمین کلاسها آگاهی سمتی است . به وسیله آگاهی سمتی کودک قادر به دادن بعد به شی در محیط خارجی است. مفهوم چپ - راست، بالا – پایین، پشت – رو ، داخل – بیرون، در طی فعالیتهایی رشد میکند که تاکیدبر جهت دارند. آگاهی سمتی اغلب به دو زیر مجموعه تقسیم میشوند: 1) برتری جانبی[25] 2) سمت یابی[26] . برتری جانبی به آگاهی یا احساس درونی برای ابعاد مختلف بدن با در نظر گرفتن مکان و جهتشان اشاره دارد. کودکی بصورت دقیق مفهوم برتری جانبی را رشد داده است نیاز به نشانههای خارجی برای تعیین جهت ندارد. برای مثال نیاز به بستن روبان به مچ دست و یا ساعت و حلقه بعنوان یاد آور در مورد دست چپ یا راست ندارد. یک خلبان، ناخداو ارتفاع سنج بایستی یک سطح بالای برتری جانبی یا احساس برای تعیین جهت راست و چپ داشته باشد.
سمت یابی تجسم بیرونی برتری جانبی است که به اشیاء در فضا بُعد میدهد . سمت یابی صحیح وابسته به برتری جانبی دقیق بنا شده است. سمت یابی برای والدین و معلمین بسیار اهمیت دارد زیرا یکی از اجزای مهم خواندن است . کودکانی که سمت یابی کاملی ندارند اغلب در تمییز دهی اشکال مختلف در حروف الفبا مشکل دارند. برای مثال p-g , d-b مشابه هستند . تنها تفاوت در جهت دایره ها و دسته ها حروف مختلف را میسازند. کودکانی که سمت یابی را بصورت کامل نساختهاند مشکلات قابل ملاحظهای در تمییز دهی بین چند حرف نشان میدهند که ممکن است کل کلمه بر عکس شود. مثلا کلمه cat ، tac خوانده شود که به علت نا توانی کودک در بروز جهت در محیط خارج است. برخی کودکان با مشکلات در بُعد بالا- پایین که بسیار ابتدایی تر از چپ- راست است، روبرو میشوند. آنها ممکن است کلمات را معکوس( واژگون) دیده و بنویسند و کلا در هنگام خواندن گیج شوند. آگاهی سمت یابی یک فرآیند رشدی است که هم بر رسش و هم بر تجربه تکیه دارد. در حالت طبیعی در 4 و 5 سالگی اشتباه کردن در جهتها تجربه میشود . بهرحال برای کودکانی که این تجربه را بصورت پایدار ندارند ، بایستی نگران شد ؛ زیرا سنی است که خواندن در مدرسه آغاز میشود.
رشد دقیق سمت یابی یک مهارت آمادگی مهم و لازم برای موفقیت در خواندن است و حرکت بستری است که این مفهوم مهم ادراکی – حرکتی در آن رشد میکند.
ت- آگاهی زمانی
بحثهای پیشین در مورد جنبه های مختلف رشد ادراکی- حرکتی در ارتباط با دنیای فضایی کودک در ارتباط بود. آگاهی بدنی، آگاهی زمانی، آگاهی سمتی، بصورت نزدیکی بهم وابسته هستند و به کودک برای ایجاد مفهوم جهات فضایی کمک میکنند. از جهت دیگر ، آگاهی فضایی مربوط به کسب یک ساختار دقیق زمانی در کودک است. آگاهی زمانی در بموازات رشد دنیای فضایی کودک ، فعال و پالایش میشود.
آگاهی زمانی با تعامل هماهنگ سیستمهای عضلانی مختلف و مدالیتههای حسی، بصورت پیچیدهای ارتباط دارد. هماهنگی چشم- دست و هماهنگی چشم – پا ارتباط بین این فرآیندها را بازتاب میدهد. ما به افراد دارای بُعد زمانی خوب رشد یافته به عنوان فرد هماهنگ[27] اشاره میکنیم . فردی که بصورت کامل این بُعد را نساخته است اغلب بعنوان خام[28] یا دست پا چلفتی[29] یاد میشود .
کلیه کارهایی که انجام میدهیم عنصری از زمان را رشد میدهد. در اینجا یک شروع و پایان وجود دارد و چند دقیقه مهم نیست، بنا بر این در این جا یک یک دامنه زمانی قابل اندازه گیری وجود دارد. اینکه کودک نحوه عملکرد موثر در بُعد زمان همانند بُعد فضای را بیاموزد، مهم است. بدون یکی، دیگری نمیتواند با حداکثر پتانسیل اش رشد کند.
ریتم مهمترین و پایهایترین جنبهی توسعه یک فضای زمانی پایا است. این واژه معانی زیادی دارد اما در اینجا بعنوان باز پیدایی هماهنگ وقایع مرتبط توصیف میشود که به این صورت الگوهای قابل تشخیصی را شکل میدهند. حرکات ریتمیک شامل توالی همزمانی از وقایع در زمان هستند. در اجرای هر کاری به صورت هماهنگ ، ریتم تعیین کننده است. اسمیت[30] (1970)، خاطر نشان کرد که کودکان بُعدهای زمانی را قبل از بینایی از طریق مدالیتههای شنیداری میسازند. و در این جا یک گذر از شنوایی به سمت بینایی وجود دارد اما برعکس آن مصداق ندارد. فعالیتهایی که در آنها کارهای حرکتی در الگوهای ریتمیک شنیداری توسط کودکان انجام میپذیرد باید زمانی که کودکان کوچک هستند شروع شوند و بخشی از کارهای روزانه باقی بمانند.
آموزش ادراکی- حرکتی
شریل[31] (2004) آموزش ادراکی - حرکتی. را بعنوان دستورالعمل قاعدهمند یا یک روش بر پایه استفاده از فرآیند یکپارچه شده حس[32] و ادراک[33] و حرکت به منظور ارتقاء عوامل تعیین کننده پایههای مهارتهای حرکتی، تعریف کرد. بسیاری از این عوامل تعیین کننده بنیادین شامل عملکردهای شناختی مانند حافظه، توجه، آگاهی، میشود. در طی سالهای 1960 تا 1970 برنامههای ادراکی- حرکتی در آمریکای شمالی بنا نهاده شد . اکنون مربیان نسبت به برنامه های ادارکی –حرکتی دید دقیقتری پیدا کردهاند. به جای محور قرار دادن این برنامهها، آنها را فقط بعنوان یک تسهیل کننده مهم برای رشد آمادگی[34] در نظر میگیرند و به نقش محوری و کانونی مربیان در این زمینه دقت نظر پیدا نمودهاند.
برنامه های آموزشی ادراکی برنامههای آموزشی ادراکی – حرکتی میتواند زمانی موثر باشد که بعنوان یک برنامه آمادگی جهت پیش نیاز امر آموزش در نظر گرفته شود.
[1] Perception
[2] Know
[3] Interpret information
[4] Motor Interpretation
[5] Kinesthetic
[6] Recalibration
[7] Present
[8] Body Awareness
[9] Spatial Awareness
[10] Temporal Awareness
[11] Directional Awareness
[12] Spatial Word
[13] Temporal Word
[14] Body Image
[15] Schema Body
[16] Marsh
[17] Peart
[18] Ego centric
[19] Subjective localization
[20] Objective localization
[21] self space
[22] general space
[23] Preoperational thought
[24] Concert operation
[25] Laterality
[26] Directionality
[27] Coordinated
[28] Awkward
[29] Clumsy
[30] H. Smith
[31] Sherrill
[32] Sensation
[33] Perception
[34] Readiness Development
نویسنده : فائزه دهقان - کارشناس ارشد کاردرمانی از دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی
کارگاه بازی درمانی برای کودکان مبتلا به اوتیسم
زمان : پنجشنبه 28 اردیبهشت ماه سال 91 ساعت 8 تا 12
نشانی : اصفهان - دانشگاه علوم پزشکی اصفهان - دانشکده توانبخشی - سالن معرفت
مدرس : پارسا هوش ور ( کارشناس ارشد کاردرمانی و عضو گروه آموزشی دانشکده توانبخشی اصفهان )
علاقمندان جهت ثبت نام می بایست در اسرع وقت با شماره تماس 7922084-0311 سرکار خانم ماهی ( منشی دفتر گروه کاردرمانی ) تماس حاصل فرمایند . بدیهی است به علت محدودیت فضا ، اولویت با دانشجویان و ثبت نام های زودهنگام تر است .
در این کارگاه به موارد زیر اشاره خواهد شد :
- بازی و تعاریف
- اهمیت و جایگاه بازی در کاردرمانی
- ساختار بازی
- مروری سریع بر درمانهای رایج کاردرمانی برای اختلالات طیف اوتیسم
- بازی به عنوان وسیله ارزیابی
- بازی به عنوان وسیله درمان
- نمونه هایی از روشهای مورد توجه کاردرمانی در بازی با کودکان مبتلا به اوتیسم
o Object play
o Relational play
o Functional play
o Symbolic play
o Sensorimotor play
o Social play
- بازی به عنوان هدف درمان
- تجربه ی بازی
- رویکردهای ارتقا تجربه ی بازی در کودک مبتلا به اوتیسم :
o تصویر سازی و آگاه شدن از امکانات
o شکل دهی فعالیت ها در قالب بازی
o تعمیم بازی در فعالیت های روزمره زندگی
o ارتقا مهارت ها در خلال بازی
o درگیر نمودن علائق کودک در بازی
- راهنمایی و هدایت رشد بازی
- روشهای گروه بندی کودکان اوتیست برای ارتقا مهارتهای بین فردی
ارائه و نمایش 10 فیلم کوتاه از روشهای تعامل و بازی با کودکان مبتلا به اوتیسم
ارادتمند : پارسا هوش ور
به نام خدا
دوستان گرامی و همراهان همیشگی وبلاگ کاردرمانی
از همه شما بابت پیگیری ها و بازخوردهای انتقادی ، مثبت و ارزشمند شما به پست آخر نوشته ام سپاسگزارم .
از نوشته های همکاران توانمندی چون جناب آقای جلالی و سرکار خانم موسوی درس گرفتم و پیشنهاد می کنم نظر ایشان را نیز در کنار متن اصلی و در قسمت نظرات بخوانید .
یکی دیگر از افرادی که به اینجانب افتخار دادند و پاسخی را برای این پست نوشته اند ، آقای دکتر سید محمد مسعود ازهر بودند که فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان بوده و به دعوت من درخصوص بازدید از وبلاگ کاردرمانی پاسخ مثبت داده بودند . ایشان با تواضع ، علم و نشاطی مثال زدنی نامه ای برای بنده با دستخط زیبایشان نوشتند که پس از کسب اجازه از ایشان ، آن را عینا و بدون هیچ کم و کاستی در ادامه می آورم .
در انتها نیز پاسخی از منظر رابطه ی شاگرد – استاد به این بزرگوار درج خواهم نمود.
دوست عزیزو همکار ارجمندم جناب آقای هوش ور
سلام و تشکر از ارائه مورد و تفسیر زیبایتان و همچنین تشکر از این که کتاب کودک پر تحرک را نیز معرفی نموده اید که البته در محیط علمی این وبلاگ جایی از اعراب ندارد .
طرز برخورد شما با اطلاعات بسیار عاقلانه و منطقی است و من لذت بردم .
در ابتدا که گزارش مورد را خواندم ، به نظرم رسید که با کسی سر و کار دارم که امسال مشکلی در درسهایش ایجاد شده و اولین عللی که به ذهنم رسید عبارت بود از :
1 ) Abuse : احتمال این که از طرف خواهر بزرگترش تحت فشار قرار گرفته باشد وجود دارد. سوالی که می شد بپرسیم این بود که آیا با خواهرش درگیر است ؟ و یا ممکن است قربانی قلدری در مدرسه شده باشد .
2) Borderline IQ که امسال با توجه به سخت تر شدن درسها موجب افت تحصیلی شده است و همین خلق کودک را گرفته و برایش اضطراب ایجاد کرده و این سیکل منجر به حواس پرتی و رفتارهای گریز از اضطراب شده است
3) موارد شایعی که ممکن است باعث افت عملکرد تحصیلی شوند مثل اختلالات اضطرابی ، افسردگی ، کم خونی و اختلالات خواب
4) Computer addiction که باعث کم تحملی ، اختلال حافظه عملکردی ، رویای روزانه و ... می شود .
5 ) Adjustment disorder که می تواند ناشی از علل گوناگون باشد مثل تغییرات محیط مدرسه . اگرچه به نظر می رسد هنوز از دوره ابتدایی به راهنمایی پا نگذاشته باشد.
6 ) خصوصیات روانی بلوغ
برایم بسیار جالب بود که با نگاه زیبا و زیرکانه شما موضوع اختلال حسی توانست همه ی علائم و یافته ها را توجیه کند .
ولی هنوز این سوال در ذهنم مانده که چرا امسال چنین اتفاقی برای مورد افتاده است .یعنی اختلال یکپارچگی حسی می تواند پس از چندسال عواقب روانی اش را ناگهانی نشان دهد ؟
وقتی داشتم نظرم را برایتان تایپ می کردم از کندی کارم به خنده افتادم و متوجه شدم از خیلی از حرفهایم صرفنظر کرده ام و یاد درخواست شما افتادم که از کامل نویسی در عذاب افتاده اید .
البته کامل نویسی شما جزئی از منش شماست و از وسعت دید شما خبر می دهد ولی اگر بدنبال راه حل هستید تایپ را برای خودتان سخت تر کنید .
این نامه را از آن جهت نوشتم که .....
( باقی مطلب را در قسمت ادامه مطلب مطالعه فرمایید ) ...
ادامه مطلب
با سلام و درود خدمت همکاران گرامی .
16 آذرماه روز دانشجو به تمامی ما که خودمان را دانشجو می دانیم مبارک .
چندی پیش یکی از همکاران گرامی ، جناب قاسم زاده در ایمیلی که به بنده داشتند، در خصوص یکی از مراجعان خود با بنده مشورت نمودند .
از قرار معلوم این مراجع ، کودکی یازده ساله با تشخیص اختلال نقص توجه – بیش فعالی است .
پس از اینکه گزارش مورد را مطالعه کردم و از آقای قاسم زاده هم اجازه گرفتم ، تصمیمم بر آن شد که به تحلیل گزارش و تعبیر بالینی نکات نوشته شده بپردازم و پس از مشخص شدن تابلوی کلی بالینی مراجع ، به ارائه پیشنهاد های درمانی بپردازم . امیدوارم تا انتها با ما همراه باشید .
***
ابتدا به گزارش همکارمان بطور کامل یک نگاهی می اندازیم :
گزارش مورد :
کودک یازده ساله با تشخیص ADHD بدون مصرف دارو به مرکز ارجاع داده شده است، در جلسه ی گذشته بیشتر گفته های مادر، را در رابطه با کودک برای ارزیابی جویا شدم
گفته های مادر:
خانواده 4 نفره یک خواهر بزرگتر 17 ساله دارد ،.....( برای مطالعه باقی مطلب به لینک ادامه مطلب مراجعه فرمایید ) ...
ادامه مطلب
گاه فکر میکنم به راستی کدام معلول هستند ، جامعه ی ناهنجار امروزی ما ، که سنگدل و بی اعتنا و پرخاشگر و افسرده و منزوی و سرخورده و ترسو و بی وجدان و متملق و پرادعا شده است و به سبب همین خصلت های عجیب نا توان از پذیرش همنوعان کم توان خود است ؟ یا فرد کم توانی که نمی تواند خود را با خواست ها و تقاضا ها و الزام های جامعه ای این چنینی وفق دهد ؟
به امید آن گاه که تک تک معلولان عزیز ، آنچنان توانمند و تلاشگر شوند که خود را به جامعه تحمیل کنند و از طرف دیگر جامعه آنچنان همنوع دوستی را در خود پرورش دهد که پذیرای بی قید و شرط معلولین باشد .
به امید روزی که در آن که توانبخشی مبتنی بر جامعه ، در ایران داستان و افسانه نباشد .
به امید روزی که معلول نداشته باشیم . به امید آن که هیچ فردی تحت جبر علت ، عنان و اختیار زندگی اش را از دست ندهد و رابطه اش با دنیای پیرامون را تنومند و سازنده نگاه دارد .
ارادتمند : پارسا هوش ور
شانزدهمین کنگره کاردرمانی ایران
شنبه و یکشنبه 28 و 29 آبانماه 90
دانشگاه علوم پزشکی تهران ( ایران ) واقع در بزرگراه شهید همت جنب بیمارستان میلاد
سالن همایش های رازی
وب سایت کنگره : www.otci.ir
منتظر دیدار همگیتان خواهیم بود
ارادتمند : پارسا هوش ور
امیدوارم همه مان بتوانیم جهانی بیندیشیم .
امسال شکر خدا تحرکات خوبی همزمان با روز جهانی کاردرمانی صورت گرفته است ، چنانچه مطلع شده ایم ، دانشکده علوم توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی شیراز دقیقا در همین روز ( 5 آبان ماه ) همایشی به همین مناسبت برگزار می کند ، به همین ترتیب تا جایی که در مورد دانشکده علوم توانبخشی دانشگاه اصفهان هم مطمئن هستم ، این دانشکده نیز قصد دارد در روز 8 آبان جشن روز جهانی کاردرمانی را تدارک ببیند .
همچنین دقیقا در همین تاریخ 5 آبان ، امتحان دکتری کاردرمانی نیز برگزار می شود .
بسیار سپاسگزار خواهم شد اگر دوستان و همکاران ، اخبار تکمیلی در این خصوص را در قالب گزارش و ... کار کنند و به آدرس Houshvar.otr@gmail.com ارسال فرمایند تا با نام خودشان در همین وبلاگ درج شود .
دعا می کنم از هم اینک ، تصمیم بگیریم، جدید با همدلی و پشتکار بیش از پیش ، اتحادمان را تحکیم و اعتمادمان را توسعه دهیم و فردایی روشن و پر افتخار را برای جامعه کاردرمانی فراهم آوریم .
ارادتمند شما : پارسا هوش ور
غالب درمان پذیرفته شده برای کودکان ADHD ، دارودرمانی است . .... ( برای مطالعه باقی مطلب به لینک ادامه مطلب بروید )
ادامه مطلب
با سلام خدمت شما دوستان و همکاران همیشه همراه
در این پست قصد دارم در خصوص ارزیابی جلسه اول کودکان مشکوک به اختلال نقص توجه – بیش فعالی از دقیقه 5 تا انتهای جلسه صحبت کنم .
برای ارزیابی کودکان باید مشاهده گر دقیقی باشیم و بسیار بدانیم . بدانیم باید به چه چیزهایی دقت کنیم . مدت طولانی ای با کودکان عادی دمخور باشیم و رفتارهای عادی کودکان را ببینیم تا فرق بین شیطنت عادی کودکان ، ترس عادی کودکان ، مشکل رفتاری طبیعی کودکان را از بیش فعالی ، اختلال اضطراب و هراس و اختلالات رفتاری بازشناسیم .
به همین علت به طور مختصر اشاره می کنم که ما درمانگران می توانیم از طریق مشاهده و شنیدن ، انجام بازی های ایفای نقش ، پرسش های ساده و کودکانه ( که در پوزیشن کودکانه و راحت بنشینیم و با بی تفاوتی به پرسیدن پرسشهایی به ظاهر بی ربط به یکدیگر بپردازیم تا ..... ( برای مطالعه باقی مطلب به لینک ادامه مطلب مراجعه فرمایید )
ادامه مطلب
با سلام و تقدیم احترام خدمت همکاران گرامی
در این پست قصد دارم نکات بالینی و تجربی ای در خصوص ارزیابی های جلسه اول از کودکان مشکوک به اختلال نقص توجه بیش فعالی را به رشته تحریر در آورم .
در ابتدای نگارش این متن ، مثل همیشه تصمیم گرفتم که متن ، کوتاه تر باشد و تعداد پست ها زیاد تر باشد . اما حالتی از کمالجویی و اشتیاق برای انتقال آنچه تجربه کرده ام ، مدام مرا وسوسه کرد تا بیشتر و بیشتر بنویسم . در نتیجه ناگاه به خودم آمدم و دیدم نکات تجربی و بالینی از بدو ورود کودک تا دقیقه 5 ، خود به تنهایی حدود 4000 کلمه شده است! .
تصمیم گرفتم این بار عجله نکنم . شما را با خودم همراه می کنم و تنها .... ( برای مطالعه ی باقی مطلب به لینک ادامه مطلب مراجعه فرمایید )
ادامه مطلب
سر انجام با کوشش فراوان کاردرمانگران خستگی ناپذیر انجمن علمی کاردرمانی ( و به همت ویژه مدیریت پایگاه اینترنتی انجمن علمی کاردرمانی ایران - آقای دکتر پیشیاره ) سایت انجمن علمی کاردرمانی ایران بعد از وقفه ای طولانی راه اندازی و آغاز به کار کرد و این بار امید آن می رود که به همت و مساعدت کاردرمانگران توانمند این مرز و بوم راهی درخشان را بپیماید و به پایگاه اینترنتی در خور نام کاردرمانگران ایرانی تبدیل شود .
سایتی که هم اکنون می توانید با مراجعه به آدرس
مشاهده کنید .
همگی مان امید واریم این بار پایگاه اینترنتی انجمن علمی کاردرمانی ، محلی برای گردهم آیی کاردرمانگران سراسر ایران زمین ، محلی برای تبادل اطلاعات ، اخبار ، بحث های علمی و به چالش کشیدن مباحث متنوع و ارزشمند علمی در حیطه کاردرمانی و علوم مرتبط باشد .
همچنین امیدواریم این پیشرفت ، گامی بلند در راستای اعتلای نام و اهمیت رشته کاردرمانی و اتحاد هرچه بیشتر جامعه کاردرمانگران ایران باشد .
به امید آن روز که چندان هم دیر به نظر نمی رسد
پارسا هوش ور
کارشناس ارشد کاردرمانی روان
۵ آبانماه - ۲۷ اکتبر روزجهانی کاردرمانی مبارک باد
با جستجویی ساده در سایت فدراسیون جهانی کاردرمانی به مطلب زیر برخورد می کنیم .
World OT Day, 27th October, was a huge success. Many celebratory activities were held across the world - photos and stories will be available soon on this website. You can still participate in the 'Wikiflash' opportunity to improve and update the occupational therapy related content on the online encyclopedia Wikipedia. Visit http://www.otwikiflash.net for further information.
" ۲۷ اکتبر روز جهانی کاردرمانی یک موفقیت بزرگ است . در سراسر دنیا جشن ها و مراسم مرتبط فراوانی برگزار شده است - عکس و روایت این جشن ها به زودی بر روی همین وب سایت انعکاس پیدا خواهد کرد . همچنین می توانید به وب سایتی به نام ,wikiflash سر بزنید و در به روزرسانی محتویات مرتبط با کاردرمانی در آن شرکت کنید . این وب سایت ، یک فرهنگ لغت ویکیپدیا ی آنلاین محسوب می شود . برای اطلاعات بیشتر می توانید به سایت زیر مراجعه کنید : "
وقتی به این وب سر می زنیم ، متوجه می شویم که این آدرس وب ، یک فرصت مطلوب برای آپلود کردن برخی اطلاعات در خصوص کاردرمانی است . فایده آن این است که اگر فرد دیگری در ویکیپدیا ، لغت کاردرمانی را سرچ کرد می تواند به حجم وسیعتری از اطلاعاتی که کاردرمانگران نقاط گوناگون دنیا از همین طریق آپلود کرده اند دسترسی پیدا کند .
در حال حاضر وقتی کلمه Occupational therapy را در ویکیپدیا جستجو می کنیم ، مطلب بسیار خوب و کاملی را شاهد هستیم . به این نشانی بروید :
http://en.wikipedia.org/wiki/Occupational_Therapy
ممکن است عزیزان و علاقمندانی که به هر جهت توان مطالعه متن انگلیسی بالا را ندارند ، بخواهند در ستون سمت چپ همان صفحه ، زبان فارسی را انتخاب کنند . اما متاسفانه متن فارسی بسیار کوتاهتر بوده و اصلا معادل متن انگلیسی نیست .
به هر ترتیب از هر کدام از شما علاقمندان و توانمندان حیطه ترجمه که تمایل دارید در وبلاگ خودتان ( کاردرمانی ) مطلبی تحت عنوان کاردرمانی درج کنید . درخواست می کنم که با ابراز تمایل خود در قسمت نظرسنجی وبلاگ ، بنده را مطلع بفرمایید . از یکی از دوستان و همکاران علاقمند درخواست دارم متن انگلیسی تعریف کاردرمانی در ویکیپدیا انگلیسی را ترجمه نماید تا با نام خود ایشان در شماره بعدی وبلاگ درج کنم .
شایان ذکر است مطلب بعدی من درباره ارزیابی اولیه کودک ADHD در اتاق کاردرمانی ظرف هفته آینده در همین وبلاگ درج خواهد شد .
ارادتمند : پارسا هوش ور
موفق و تندرست باشید .
روزجهانی مان هم مبارک !
با سلام و احترام خدمت همکاران گرامی
دراین قسمت ، در ادامه پست های قبلی ، تصمیم دارم به جلسه اول اشاره کنم .
علت تاکیدم در خصوص جلسه اول این است که ، معمولا جلسه اول آشنایی ما با والد و کودک مشکوک به ADHD از این جهات حائز اهمیت فراوان است :
1) ارزیابی اولیه یا Primary assessment که به ما کمک می کند در جلسات بعد چه برنامه درمانی ای برای کودک در نظر بگیریم و در چه حیطه های دیگری ارزیابی های دقیقتری را اعمال کنیم .
2) برقراری یک ارتباط درمانی... ( برای مطالعه باقی مطلب به لینک ادامه مطلب مراجعه فرمایید )
ادامه مطلب
مجموع کل بازدید های کاربران از وبلاگ کاردرمانی امروز مرز یکصدهزار ( ۱۰۰۰۰۰ ) را در نوردید .
وبلاگ کاردرمانی سرانجام شش رقمی شد .
برای این وبلاگ خوشحالم و آینده خوبی را برایش آرزو دارم
از ۴ یا ۵ سال پیش تا کنون البته با فراز و نشیب های فراوانی نوشتن وبلاگ کاردرمانی را به اتفاق همکاران کاردرمانگر ادامه داده ایم و جا داره با افتخار بگم که وبلاگ کاردرمانی چنانچه آرمانش چنین بوده است همه تلاشش رو کرده تا مطالبی تخصصی را به زبان ساده برای مخاطبین خود ارائه نماید و کمکی کوچک برای ایشان باشد .
گذشتن تعداد بازدید ها از مرز یکصدهزار تا به هیچ وجه پدیده عجیب و نشدنی ای نیست . وبلاگهای زیادی هستند که مطالب عام می نویسند و می توانند ظرف ۶ ماه به این رکورد بنویسند .. وبلاگهایی هستند که مطالبی برای جلب توجه عام می نویسند و چه بسا از جلوه های پسندیده یا ناپسندی پرده بر می دارند تا تعداد بازدید را بالا ببرند . وبلاگ ها و وب سایت هایی هستند که متعلق به یک سازمان یا نهاد دولتی یا خصوصی هستند و کار تشکیلاتی عظیمی نیز انجام می دهند و رکورد یکصدهزار بازدید را حتی راضی کننده هم نمی دانند .
اما بگذارید برای وبلاگ کاردرمانی که متعلق به همه کاردرمانگران است هورا بکشیم !
بگذارید برای این وبلاگ دست بزنیم و تبریک نثار یکدیگر کنیم !
بگذارید موقعیت و لینک رتبه اول این وبلاگ در جستجوی گوگل تحت عنوان " کاردرمانی " را ارج بنهیم .
در پستی که به زودی و ظرف ۳ روز آینده خواهم نوشت به موضوغ بیش فعالی باز خواهم گشت .
ارادتمند : پارسا هوش ور
با سلام و خسته نباشید خدمت همکاران همیشه همراه
درپست قبلی که از استقبال فوق العاده خوبی برخوردار شد در خصوص دلایل اهمیت نگارش در خصوص ADHD در این وبلاگ مطالبی را نوشتم .
در این پست قصدم بر این است که به نگارش مطالبی در خصوص علایم و تشخیص اختلال نقص توجه – بیش فعالی بپردازم .
چنانچه DSMIV یا Diagnostic & Statistical Manual ( version) 4 اشاره می کند .... ( برای خواندن ادامه مطلب به لینک ادامه مطلب مراجعه کنید )
ادامه مطلب
سلام به همه همکاران گرامی ..
ترجیح میدهم در شروع جدید ، چندین پست مفصل از وبلاگ را به اختلال نقص توجه و بیش فعالی اختصاص دهم .
در پست اول به بیان دلایلی که مرا به نگاشتن متون مفصل در خصوص ADHD یا اختلال نقص توجه – بیش فعالی وادار کرد اشاره میکنم .
در پست دوم به ذکر و تشریح و تفسیر DSMIV که رایج ترین ملاک تشخیص روانپزشکی است می پردازم
و در پست ها بعدی که شاید به 5 پست متوالی برسد تعاریف ، علائم بالینی ، پاسخ به سوالات رایج والدین ، مطرح کردن نگرانی های عمومی والدین در این خصوص ، مشکلات رفتاری کودکان ADHD ، مشاوره و درمان و ... را مرور میکنم .
*****
گرچه هرکدام از ما به عنوان کاردرمانگر ، طی دروس و واحدهای تکراری و فشرده روانپزشکی بالینی و کودک ، روانشناسی کودک و مرضی و عمومی ، تکنیک های درمانی ، کاردرمانی ذهنی و ... با این اختلال ، تعاریف ، درمانها ، تکنیکها و ... مرتبط با آن روبرو شده ایم و تقریبا آن را از حفظ هستیم .لکن به دلایلی که در زیر به آن اشاره می کنم اهمیت نگارش این متون را بسیار بالا می دانم . از جمله :
اول این که : پایان نامه مقطع کارشناسی ارشدم که در سال 1387 از آن با موضوع " بررسی تاثیر آموزش گروهی والدین دارای کودکان مبتلا به اختلال نقصان توجه بیش فعالی ۴ تا 10 ساله بر میزان اختلالات رفتاری فرزندانشان " دفاع کردم برای من فرصتی بود تا در حیطه علاقه ام که ADHD ( Attention Deficit Hyperactivity disorder ) بوده است ، تجربیات علمی و بالینی ام را گسترش دهم ، در این رهگذر با والدین آشفته ، افسرده ، مضطرب و پریشان دارای کودکان ADHD نیز به کرات جلسه داشته ام و در جریان دغدغه ها و نگرانی های ایشان هستم .
دوم این که : تا به حال در وبلاگ کاردرمانی با وجود این حجم بالای متن ها و پست های ارسال شده ، مطلب جامع و کاملی در خصوص ADHD یا اختلال نقص توجه – بیش فعالی کار نشده است در حالی که بیش از نیمی از مراجعین به کلینیک های کاردرمانی ذهنی ( کودکان ) را کودکان با مشکلات توجه و تمرکز ، پر تحرکی ، بیش فعالی ، مشکوک به بیش فعالی و ... تشکیل می دهند .
سوم این که : اختلال نقص توجه – بیش فعالی شایعترین اختلال روانپزشکی در سراسر جهان است و تحقیقات بسیار متعددی بر روی آن انجام شده است ، تئوری های بسیاری برای توجیه این اختلال ایجاد و مورد نقادی جامعه علمی قرار گرفته است و روشهای درمانی بسیار زیاد و متنوعی برای آن پیشنهاد شده است .
چهارم این که : ملاکهای تشخیصی و غربالگری این کودکان رفته رفته سختگیرانه تر می شود و کودکان با تشخیص ADHD در مهد های کودک و مدارس در حال افزونی هستند ، نگرانی والدین در خصوص این که آیا کودکم بیش فعال هست یا نه مدام در حال افزایش است اما متاسفانه اکثر متخصصین ، درمانگران ، سایت های فارسی زبان در اینترنت پاسخگوی نگرانی ها ، سوالات و دغدغه های این والدین نیستند ( یا هر کدام مسئولیت را به دیگری واگذار می کنند و در نتیجه حمایت روانی جمعی از خانواده ای که دچار دغدغه ی این چنینی است انجام نمی شود )
پنجم این که : اختلال نقص توجه – بیش فعالی اختلالی بسیار متفاوت با بسیاری از اختلالات روانپزشکی و ذهنی است . به طور معمول هوش این کودکان مطلوب – خوب و حتی بالا است و متاسفانه همین هوش نرمال و بالا است که در کنار مشکل توجه و تمرکز و مشکلات رفتاری سبب بروز الگوهای ناسازگارانه و بزهکارانه می شود . معمولا سهل انگاری در این خصوص می تواند به مشکل افت تحصیلی ، ناسازگاری و حتی بزهکاری های سبک تا سنگین در سطح جامعه منجر شود و سبب ایجاد هزینه های مادی و معنوی بسیار زیاد در سطح جامعه شود . از طرف دیگر این اختلال در بسیاری از مواقع اگر به درستی مدیریت شود چندان خطرناک نیست و کودکان ADHD زیادی هستند که این شانس را دارند که با دریافت یک مداخله و مشاوره و آموزش صحیح به خود و خانواده شان ، فرصت زندگی بسیار مطلوب و فراتر از تصور را داشته باشند .
ششم این که : متاسفانه بین جامعه درمانی پاسخگو به والدین نگران و دلسوز دارای کودکان مشکوک به ADHD ، اتفاق نظر در خصوص این که کدام مورد ADHD است و کدام نیست معمولا وجود ندارد . حتی وقتی تشخیص داده شد که فلان مورد قطعا ADHD است ، راههای درمانی اصلی و فرعی و مکمل و جایگزین بسیار زیادی فراروی خانواده ها قرار می گیرد که اگر فرض کنیم اغلب خانواده ها توان و استطاعت زمانی و مالی کافی برای هزینه های سرسام آور درمانی ، آموزشی و بازتوانی را دارا باشند ( که متاسفانه چنین نیست ) باز هم زمان طلایی ( Golden Time ) درمان محدود است و پیش آگهی درمان در سنین زیر 6 سال به مراتب مطلوب تر از بالای 6 سال است .
هفتم این که : کودکان دارای اختلال نقص توجه بیش فعالی ، عموما دارای ظاهری عادی هستند و هیچ حالتی از بیماری ( آنگونه که والد دلسوز و غیر متخصص قادر به تشخیصش باشد) از خود نشان نمی دهند . به همین علت نگرانی های والدین ، ترس از این که روی کودک دلبندشان برچسب بیماری و اختلال بخورد ، ترس از این که مدرسه و مهد او را با این برچسب قبول نکنند و ... و از طرف دیگر دلگرمی دادن به خود که : " کودک باید شیطون باشه و شیطنت کنه ، من خودم هم بچه بودم از دیوار راست می رفتم بالا ، به دایی اش رفته ، بزرگ بشه خوب میشه و ... " آنها را به سمت مدارا کشیده و چنانچه گفته شد ، زمان طلایی درمان سپری می شود و اختلالات رفتاری ، بدخلقی ، لجبازی ، اضطراب و مشکلات تحصیلی متعدد نیز بر مشکل افزوده می شود .
هشتم این که : گرچه بنا به مقالات علمی متعدد و نظر متخصصین دانشمند و صاحب نظر دارودرمانی تنها روش درمان قطعی کودکان دارای اختلال نقص توجه و بیش فعالی است ، لکن حتما لازم است که والدین درگیر با این مساله به چند نکته کوچک دیگر نیز توجه کنند : 1) دارودرمانی برای کودکان با تشخیص ADHD تا قبل از 5 سالگی به ندرت صحیح است ، 2) داروها عوارض جانبی خاص خود را دارند ( نظیر سر درد و تغییرات اشتهایی ، تهوع و اضطراب و ....) ، 3) دارو سبب می شود که اعتماد به نفس والدگری والدین کاهش پیدا کند و تصوری با این مضمون در ایشان رشد کند : " چون من قادر به تربیت صحیح کودک خود نبوده ام حالا کار کودکم به دوا درمون رسیده ! " 4) خاصیت استفاده از دارو این است که پس از دوره مصرف طولانی عموما خاصیت وابستگی روانی و حتی فیزیولوژیک ایجاد می شود و والدین غالبا پس از طی 1 یا 2 سال ناچار با افزایش میزان مصرف ( دوز دارو ) می شوند . 5) متاسفانه بلافاصله پس از قطع مصرف دارو ، بسیاری از علائم ADHD به همان کمیت و کیفیت قبل بازگشت میکند و تنها تا زمان مصرف دارو کودک رفتار و توجه بهینه و مطلوب از خود نشان می دهد . 6) دارو درمانی سبب بهبود شناخت ، تعاملات ارتباطی و رفتاری کودکان بطور دائمی نمی شود و چنانچه گفته شد با قطع مصرف دارو احتمال بازگشت علائم نامطلوب وجود دارد . ( مستخرج از مقاله چاپ شده ام در فصلنامه علمی – پژوهشی توانبخشی دوره دهم ، شماره سوم پاییز 88 شماره مسلسل 39 – صفحه 24 تا 31 )
نهم این که : فرهنگ ایرانی و سنتی ما همچنان مادر را مسئول امر تربیت و پرورش و نگهداری و مراقبت کیفی از فرزندان میداند . غالب مواقع مادر با نگرانی زیاد به مطب روانپزشک یا به کلینیک کاردرمانی می آید ، بدون این که پدر از قضیه با خبر باشد یا اعتقادی به این که کودکش با سایر کودکان متفاوت است داشته باشد ، بدون این که پدر در مساله به این مهمی با مادر هم عقیده باشد ، بدون این که مادر مضطرب حمایت روانی مناسبی را از طرف همسر خود دریافت کند و ... غالبا بهانه ها مشغله کاری و چند شیفت کار کردن است .... ( نگوییم بهانه .. واقعا بسیاری از پدران با وجود دلسوزی قادر به همراهی مادران نیستند ). از طرف دیگر وقتی مادر از مطب دکتر با قیافه درهم ، یا چشمان اشکبار و یا نگران و متفکرانه به منزل می آید و پدر میپرسد ، " خب دکتر چه گفت ؟ " مادر هجمه ای از اطلاعات بدون مرجع و غیر دقیق را در اختیار پدر میگذارد که نه سر درست و حسابی دارد و نه ته ! .. در نتیجه پدر غالبا از همه جا بی خبر به گزارش های مادر استناد و اکتفا میکند و پروسه درمان برچیده می شود یا به تاخیر می افتد . حتی اگر پدر بسیار نگران و مضطرب باشد، انبوهی از سوالات برایش پیش می آید و با مادر در میان میگذارد حال آن که مادر دکتر روانپزشک نیست و معمولا نمی تواند پاسخ دقیقی به سوالات پدر بدهد . این نوشته ها شاید به کار پدران و مادرانی بیاید که اهل جستجو در اینترنت هستند .....
دهم این که : گرچه بین والدین و خانواده های دارای کودکان ADHD سوالات رایج زیادی است ، متاسفانه درمانگران مختلف پاسخ واحدی به آنها نمی دهند ، با برخی از سوالات ایشان غافلگیر می شوند و برخی از سوالات را مورد ریشخند قرار داده و سهل انگارانه از آنها عبور می کنند ، گاهی حتی پیش می آید که کاردرمانگران با وجود برخورداری از دانش کافی از انتقال دانسته های علمی خود به والدین نگران و غیر متخصص ناتوان می شوند و در مثل و تمثیل ها به حدی زیاده روی میکنند که هم مساله مبهم تر می شود و هم نگرانی بی دلیل والدین بیشتر . این پست ها شاید سودمند باشد مخصوصا برای آن دسته از دانش دوستان و همکاران گرامی که بر این باور استوار هستند که همه چیز در دانشگاه و طی 4 سال و 7 سال آموختنی نیست ....
یازدهم این که : در گستره درمانهای متنوع و متعددی که برای کودکان ADHD سودمندی خود را به اثبات رسانده اند ( مقاله ای در این خصوص داشته که در سال 1387 در کنگره کشوری طب مکمل اصفهان به صورت پوستر ارائه کردم و طی آن 39 درمان رایج مکمل و جایگزین سودمند برای ADHD را مرور کرده بودم – از جمله نوروفیدبک ، قصه گویی درمانی ، رقص درمانی ، انواع ماساژ ، تای چی ، هومیوپاتی ، طب سوزنی ، مشاوره ، شن بازی درمانی ، حیوان درمانی ، تغذیه درمانی ، یوگا ، رنگ درمانی و ... ) بدون در نظر گرفتن شغل و حرفه شخصی ام که کاردرمانی است ، درمان از طریق کاردرمانی و بازی درمانی را واقعا بسیار بسیار سودمند ، کم هزینه ، پایدار و اثر بخش می دانم . از این رو تمام تلاشم را می کنم تا با نوشتن متون جامع در خصوص ADHD و آن قبیل کارهایی که ما به عنوان کاردرمانگر قادر به انجام آن هستیم دین خودم را به رشته ام ادا کرده و چراغی کوچک پیش پای والدین نگران ، همکاران ، و متخصصین دست اندر کار سایر رشته ها از جمله روانشناسی و روانپزشکی ، علوم اعصاب و مغز و اعصاب ، مددکاری و مشاوره و گفتاردرمانی روشن نمایم .
حال که دلایلم برای نوشتن چندین پست مفصل در زمینه ADHD ، تعریف ، تشخیص ، علائم ، درمانها ، سوالات و نگرانی های رایج و ... را خواندید ، بسیار خوشحال می شوم که مرا از نظرات سودمندتان بی بهره نگذاشته و هفته آینده مجددا به این وبلاگ سر بزنید تا پست بعدی که در خصوص تعاریف و ملاکهای تشخیصی ADHD بر مبنای دستورالعل رایج روانپزشکی و مشاهده بالینی است ( DSMIV ) را مطالعه کنید .
ارادتمند : پارسا هوش ور
کارشناس ارشد کاردرمانی ( گرایش روان )
مدت زیادی است که حتی سر به وبلاگ هم نزده ام ..
دوستان زیادی بوده اند که طی این مدت سرزنشم کرده اند . اما اکثر دوستانی که از مشغله ی خیر اخیر بنده مطلع بوده اند ، دیده ی خطاپوشی داشتند و با مساله تاخیر 10 ماهه من مثل یک دوره مرخصی طولانی مدت و البته با نگاهی مشفقانه رفتار کردند .
نمیدانم فقط از مشغله بود ، یا از دلسردی هم بود ...
من اکنون بنا به دلایل شخصی و کاری و شروع یک زندگی جدید با یک همکار بسیار خوب و توانمند که مطالبی هم در همین وبلاگ برای شما عزیزان نوشته بودند ، در اصفهان ساکن شده ایم . دیار فرهنگ و زکاوت !
دراصفهان زندگی کردن فرصتی است تا بتوانم توانایی های ارتباطی و بالینی خودم را محک بزنم .. می دانم که در کلینیک بسیار پیشرفته مجتمع توانبخشی عصبی رشد در تهران ، همچنان سهامدار ، عضو هیات موسس و ... هستم و کار کردن در آنجا بدون دغدغه بود . اما من این ریسک را انجام دادم و به اصفهان آمدم تا هم کمکی ناچیز و در حد توان به جامعه درمانگران و توانخواهان این شهر زیبا و مغرور بکنم و هم خودم را محکی دوباره بزنم ..
به هر تقدیر ، فکر کنم بتوانم مجددا شروع کنم .
یا علی مدد .
روانشناسان از دیرباز به مطالعه در خصوص جوانب فیزیولوژیک هیجان می پرداخته اند . تحقیقات اولیه بیشتر در مورد نقش سیستم خودکار ( اتونومیک ) در برانگیختگی فیزیولوژیک بود . رفته رفته و با پیشرفتی که در زمینه ی تکنیک های تصویربرداری از مغز حاصل شد ، توجه روانشناسان به مشخص کردن نواحی مختلف مغز که در ارتباط با هیجان است بیشتر شد . در این مطلب سعی میکنیم که ابتدا به صورت مختصر به هیجان و سیستم عصبی سمپاتیک اشاره کنیم و در پست بعدی که در هفته ی آینده روی وبلاگ می آید هیجان را از دیدگاه مناطق و نواحی مغزی مورد بحث قرار می دهیم .
هیجان و سیستم عصبی سمپاتیک ( سر های داغ و پاهای سرد )
تپش قلب ، تنفس سریع ، لرزش دستان و پاها و احساس خالی بودن معده و شکم دقیقا در مواقعی روی میدهند که انسان هیجانی شدید مانند ترس را تجربه کرده باشد که سبب فعالسازی شاخه سمپاتیک سیستم عصبی خودکار شده باشد . وقتی که شما احساس تهدید کنید ، سیستم عصبی سمپاتیک پاسخهای مرتبط با تعقیب و گریز ( Fight Or Flight ) را به صورت خودکار فعال میکند و به سرعت مجوعه ای پاسخهای زیستی در انسان رخ می نماید . سرعت تنفس و ضربان قلب افزایش می یابد ، فشار خون بالا می رود ، دهان خشک می شود و موها و پوست به حالت سیخ شده و حساس تبدیل می شوند و احساسی آشنا مانند مورمور شدن را به وجود می آورند ، مردمک چشم ها گشاد می شود تا دامنه ی بینایی بیشتری را برای فرد به ارمغان بیاورد ، سطح فشار خون افزایش می یابد و انرژی زیادی در بدن آزاد می شود ، هضم و گوارش غذا متوقف می شود و خون موجود در سیستم گوارشی به سمت مغز و عضله های ارادی اسکلتی تغییر مسیر می دهد که این مساله باعث احساس حرکت پروانه در معده و قفسه سینه فرد می شود .
سیستم عصبی سمپاتیک با انواع دیگری از هیجان های شدید نیز فعال می شود برای مثال برانگیحتگی ، احساس هیجانی عشق و احساس لذت فراوان از جمله ی این احساس های هیجانی شدید هستند . موقعیت هایی مثل یک مسابقه ی رالی ، سخنرانی در میان جمعی از همکاران و یا دیدن فردی که بسیار دوستش دارید پس از مدتی طولانی از جمله موقعیت های تداعی کننده احساس های هیجانی مذکور هستند .
با این وجود واضح است که تمامی احساس های هیجانی سبب بروز پاسخهای زیستی نمی شود . همچنین بعضی از هیجانها نظیر احساس رضایت ، قناعت و خرسندی سبب کاهش برانگیختگی زیستی و آرام تر شدن بعضی عملکرد های داخلی بدن انسان می شود . ( لیونسون و همکاران 1990 و 1992 )
تحقیقات نشان می دهد که الگوهای متعدد و متفاوتی از برانگیختگی های زیستی در انواع مختلفی از هیجان وجود دارد . ( اکمن 2003 ) . روانشناسی به نام رابرت لیونسون ( 1992 ) دریافت که ترس ، خشم و غم همگی سبب افزایش ضربان قلب می شوند . با این وجود مقایسه خشم و ترس نشان داد که تفاوتهایی نیز با هم دارند . خشم در مقایسه با احساس ترس باعث افزایش فشار خون بیشتری می شود و در حالی که خشم سبب افزایش دمای پوست می شود ، ترس سبب کاهش دمای پوست می شود . شاید به همین رو باشد که ما برای توصیف خشم به احساس داغ شدن زیر یقه ی لباسمان اشاره می کنیم در حالی که ترس را با احساس سرد شدن پاها توصیف می کنیم .
لیونسون در سال 1992 بر این عقیده بود که این الگوهای متفاوت فعالسازی سیستم عصبی سمپاتیک ، از تمامی مناطق دنیا یکسان و منعکس کننده پاسخهای زیستی انسان به هیجانات ابتدایی ای است که انسان طی تکامل خود آنها را حقظ کرده است .
در همین راستا لیونسون دریافت که آزمودنی ها چه مذکر باشند و چه مونث ، چه جوان باشند یا پیر ، همگی یک الگوی واحد از فعالیت سیستم سمپاتیک را در مواجهه با هیجانات مختلف بروز می دهند . همچنین این الگوی ثابت و تغییر ناپذیر از فرهنگی به فرهنگ دیگر نیز ثابت و بدون تغییر است ، چنانچه واکنش افراد به هیجانات مختلف در سوماترای غربی ( جزیره ای در اندونزی ) مشابه افرادی هست که در مناطق دیگر دنیا نظیر آمریکا و اروپا زندگی میکنند . ( لیونسون و همکاران 1992، شیرر و والبوت 1994 ) .
ترجمه ای از کتاب Discovering Psychology ویرایش چهارم ( سال 2007 ) نوشته Hockenbury & Hockenbury ، انتشارات Worth
قسمتی از فصل هشتم ( Emotion )
ارادتمند : پارسا هوش ور
ضمن عرض ادب و دعا برای قبولی طاعات و عبادات شما در ماه مبارک رمضان ...
مدت مدیدی از آخرین پست وبلاگ کاردرمانی می گذرد .
طی این مدت افراد زیادی محبت داشتند و از طریق نظر خصوصی - ایمیل و یا تلفنی و حضوری از روند کند موجود در نگارش مطالب در این وبلاگ پر سابقه و قدیمی گلایه کردند .
اینجانب به عنوان موسس این وبلاگ انتقادات را به جان می خرم با این وجود ذکر ۳ نکته را نیز ضروری می دانم .
۱ - انتظارم از همکاران گرامی این است که خودشان نیز در نگارش پست ها بیش از این فعال باشند . شاید من بتوانم پس از یک پیگیری ۱ ماهه مطلبی علمی را از فردی گرفته و پس از بازبینی اولیه توسط هیات علمی وبلاگ آن را در وبلاگ کاردرمانی که حقیقتا وبلاگی برای خود شما و تمامی کاردرمانگران است بار بگذارم . انتظارم این است که دوستان اگر مطلب آماده ای دارند مرا در این راه کمک کنند .
۲ - انتظارم این است که خوانندگان همراه و همدل وبلاگ پس از خواندن متن علمی تهیه شده توسط هر کدام از همکاران در قسمت نظرات نظر خود را بنویسند . این کار سبب دلگرم تر شدن نویسنده مطلب می شود و او را به نگارش پست های آتی ترغیب می کند و از طرف دیگر بحث های علمی سازنده ای در قسمت نظرات پیش می آید که ارزشش از خود متن نوشته شده در صفحه اصلی کمتر نیست . همچنین می تواند این مطالب سبب شود تا موضوع پست های آینده مشخص و تعیین شود که این موضوع هم از اهمیت بالایی برخوردار است .
۳ - در نهایت ضمن پوزش از تمامی همکاران و همدلان گرامی تلاشم را مجددا آغاز می کنم و ان شا الله تا پیش از ۲۵ ام ماه شهریور مطلبی در خصوص هیجان می نویسم . امیدوارم که این تاخیر و روند کند را به بزرگواری خود ببخشید و ما را بیش از پیش در به روز رسانی وبلاگ کاردرمانی ( وبلاگ خوتان ) همراهی فرمایید .
با سپاس
ارادتمند : پارسا هوش ور
فراخوان مقاله
چهاردهمین کنگره کاردرمانی ایران
انجمن علمی کاردرمانی با هدف ارتقاء هر چه بیشتر علمی و حرفهای رشته کاردرمانی در کشورمان اقدام به برگزاری چهاردهمین کنگره سراسری کاردرمانی نموده است.
زمانهای اصلی:
مهلت ارسال چکیده مقالات: 31 شهریور 1388
اعلام پذیرفته شدگان: 15 مهر ماه 1388
زمان برگزاری: 19 و 20 آبانماه
جهت اطلاعات بيشتر به سايت انجمن كاردرماني به آدرس WWW.irota.com مراجعه شود.
همواره در تعريف كاردرماني به خلاقيت اشاره شده است.در اين پست سعي دارم تا به توضيح خلاقيت در كاردرماني بپردازم .
خلاقيت درماني يكي از بخش هاي رواني – اجتماعي در كاردرماني و تمرينات آن است .اين رويكرد به افراد كمك مي كند تا احساسات آگاهانه و ناآگاهانه خود را بيان كرده و بروز دهند.در طي انجام اينگونه فعاليت ها ، فرد تضاد هاي دروني و بيروني خود را حل مي كند بنابراين ، اين روش مي تواند سبب تغيير شود.اين تغييرات شامل بيان Self-Exploration ، Self-Discovery،Self –Determination و Self –help مي باشد.
موارد و دستورات كليدي در مورد رويكرد خلاقيت درماني :
- هر فرد با توجه به شخصيت ، محيط فيزيكي ، اجتماعي و فرهنگ منحصر به فرد خود در اين نوع درمان دخيل مي شود.
- در اين روش افراد امكان ار انتخاب دارند و مسئول كار خود هستند و داراي پتانسيل براي رشد و ارتقاءخود هستند.
- درمانگر و بيمار هر دو به صورت فعال در اين نوع درمان همكاري دارند.
- اين موارد برگرفته از تئوري سايكودايناميك و فلسفه انساني است كه محور كاردرماني هستند.
- با در نظر گرفتن اين فلسفه منحصر به فرد و تمرينات كاردرماني در تئوري سايكودايناميك در واقع بخشي به نام خلاقيت درماني در كاردرماني خواهيم داشت.
Psychodynamic theory + OT―› Creative therapy
خلاقيت درماني جزئي از رويكرد سايكودايناميك است كه در تمرينات كاردرماني استفاده مي شوند.برخي رويكرد هاي سايكودايناميك بر اساس زير مجموعه نظريه هاي فرويد شكل گرفته اند.از ابعاد مهم كار فرويد كه در شكل گيري خلاقيت درماني نقش داشته است توسط نئو فرويديسم ها نيز مورد تأييد قرار گرفته است ، كه مي تواند بر مردم ، جامعه و فرهنگ و ارتقاء رشد و شخصيت فرد تأثير داشته باشد.از موارد مهمي كه در رويكرد سايكودايناميك در طي خلاقيت درماني اتفاق مي افتد اين است كه افراد تشويق مي شوند كه بر نامه ها را طرح ريزي كنند و مشكلاتشان را تعريف كرده و تشخيص دهند و اشياء و وسايل مورد نظرشان را تهيه كنند.براي تسهيل اين فرآيند درمانگر بايد به بيمار اجازه دهد كه خود را بيان كند به خصوص در مورد بيماراني كه ساكت هستند.از ديگر موارد مهم در اين رويكرد اين است كه تمام رفتارها داراي معنا هستند .كلمه رفتار مفهوم گسترده اي دارد كه شامل شيوه روابط بين فردي ، علايم ، آرزوها و نيز بيان خلاق مي باشد.فرضيه اي كه در اين مورد وجود دارد اين است كه رفتار ، بيا بيروني دنياي دروني بيمار است كه توسط تجربيات گذشته او شكل گرفته است .در واقع در خلاقيت درماني ، رويكرد سايكودايناميك به گذشته بيمار مي پردازد كه شكل دهنده دنياي دروني فرد است و بر دنياي كنوني او نيز تأثير گذاشته است.به صورت خلاصه وقتي رويكرد سايكودايناميك در خلاقيت درماني استفاده مي شود درواقع به فرآيند درون فردي و تأثير آن بر روابط بين فردي مي پردازد.در اين روش بيمار تشويق ميشود كه به صورت فعال در فعاليت هايي شركت كند كه مريوط به زمان حال و اكنون باشد. همنطور كه گفته شد خلاقيت درماني از تركيب تئوري سايكودايناميك و ابعادي از فلسفه كاردرماني ساخته شده است.پس لازم است كه به ابعاد موثر فلسفه كاردرماني در خلاقيت درماني پرداخته شود. ابعاد مهم فلسفه كاردرماني شامل موارد زير مي باشد :
-Occupational Performance-
-client centeredness-
- Activity-
در پست بعدي به توضيح بيشتر اين موارد خواهم پرداخت.
منتظر نظرات همكاران و دوستان گرامي هستم.
ساره زرشناس
كارشناس ارشد كاردرماني روان
با سلام خدمت همکاران و دوستان خوبم. در پست های گذشته وبلاگ همکار خوبم خانم زرشناس مطالبی را در مورد تصویر بدنی نوشته بودند. مطالب این پست نیز در مورد تصویر بدنی اما با گرایش بیشتر به سمت بنیانها و اختلالات ادر کودکان است.
تصویر بدنی body image
تصویر بدنی تصویر شخصی فرد از بدنش است که عواطف را نیز در بر می گیرد. گاهی به تصویر بدنی بعنوان درک خود( self concept) اشاره ....
ادامه مطلب

