سلام به همه همکاران گرامی ..
ترجیح میدهم در شروع جدید ، چندین پست مفصل از وبلاگ را به اختلال نقص توجه و بیش فعالی اختصاص دهم .
در پست اول به بیان دلایلی که مرا به نگاشتن متون مفصل در خصوص ADHD یا اختلال نقص توجه – بیش فعالی وادار کرد اشاره میکنم .
در پست دوم به ذکر و تشریح و تفسیر DSMIV که رایج ترین ملاک تشخیص روانپزشکی است می پردازم
و در پست ها بعدی که شاید به 5 پست متوالی برسد تعاریف ، علائم بالینی ، پاسخ به سوالات رایج والدین ، مطرح کردن نگرانی های عمومی والدین در این خصوص ، مشکلات رفتاری کودکان ADHD ، مشاوره و درمان و ... را مرور میکنم .
*****
گرچه هرکدام از ما به عنوان کاردرمانگر ، طی دروس و واحدهای تکراری و فشرده روانپزشکی بالینی و کودک ، روانشناسی کودک و مرضی و عمومی ، تکنیک های درمانی ، کاردرمانی ذهنی و ... با این اختلال ، تعاریف ، درمانها ، تکنیکها و ... مرتبط با آن روبرو شده ایم و تقریبا آن را از حفظ هستیم .لکن به دلایلی که در زیر به آن اشاره می کنم اهمیت نگارش این متون را بسیار بالا می دانم . از جمله :
اول این که : پایان نامه مقطع کارشناسی ارشدم که در سال 1387 از آن با موضوع " بررسی تاثیر آموزش گروهی والدین دارای کودکان مبتلا به اختلال نقصان توجه بیش فعالی ۴ تا 10 ساله بر میزان اختلالات رفتاری فرزندانشان " دفاع کردم برای من فرصتی بود تا در حیطه علاقه ام که ADHD ( Attention Deficit Hyperactivity disorder ) بوده است ، تجربیات علمی و بالینی ام را گسترش دهم ، در این رهگذر با والدین آشفته ، افسرده ، مضطرب و پریشان دارای کودکان ADHD نیز به کرات جلسه داشته ام و در جریان دغدغه ها و نگرانی های ایشان هستم .
دوم این که : تا به حال در وبلاگ کاردرمانی با وجود این حجم بالای متن ها و پست های ارسال شده ، مطلب جامع و کاملی در خصوص ADHD یا اختلال نقص توجه – بیش فعالی کار نشده است در حالی که بیش از نیمی از مراجعین به کلینیک های کاردرمانی ذهنی ( کودکان ) را کودکان با مشکلات توجه و تمرکز ، پر تحرکی ، بیش فعالی ، مشکوک به بیش فعالی و ... تشکیل می دهند .
سوم این که : اختلال نقص توجه – بیش فعالی شایعترین اختلال روانپزشکی در سراسر جهان است و تحقیقات بسیار متعددی بر روی آن انجام شده است ، تئوری های بسیاری برای توجیه این اختلال ایجاد و مورد نقادی جامعه علمی قرار گرفته است و روشهای درمانی بسیار زیاد و متنوعی برای آن پیشنهاد شده است .
چهارم این که : ملاکهای تشخیصی و غربالگری این کودکان رفته رفته سختگیرانه تر می شود و کودکان با تشخیص ADHD در مهد های کودک و مدارس در حال افزونی هستند ، نگرانی والدین در خصوص این که آیا کودکم بیش فعال هست یا نه مدام در حال افزایش است اما متاسفانه اکثر متخصصین ، درمانگران ، سایت های فارسی زبان در اینترنت پاسخگوی نگرانی ها ، سوالات و دغدغه های این والدین نیستند ( یا هر کدام مسئولیت را به دیگری واگذار می کنند و در نتیجه حمایت روانی جمعی از خانواده ای که دچار دغدغه ی این چنینی است انجام نمی شود )
پنجم این که : اختلال نقص توجه – بیش فعالی اختلالی بسیار متفاوت با بسیاری از اختلالات روانپزشکی و ذهنی است . به طور معمول هوش این کودکان مطلوب – خوب و حتی بالا است و متاسفانه همین هوش نرمال و بالا است که در کنار مشکل توجه و تمرکز و مشکلات رفتاری سبب بروز الگوهای ناسازگارانه و بزهکارانه می شود . معمولا سهل انگاری در این خصوص می تواند به مشکل افت تحصیلی ، ناسازگاری و حتی بزهکاری های سبک تا سنگین در سطح جامعه منجر شود و سبب ایجاد هزینه های مادی و معنوی بسیار زیاد در سطح جامعه شود . از طرف دیگر این اختلال در بسیاری از مواقع اگر به درستی مدیریت شود چندان خطرناک نیست و کودکان ADHD زیادی هستند که این شانس را دارند که با دریافت یک مداخله و مشاوره و آموزش صحیح به خود و خانواده شان ، فرصت زندگی بسیار مطلوب و فراتر از تصور را داشته باشند .
ششم این که : متاسفانه بین جامعه درمانی پاسخگو به والدین نگران و دلسوز دارای کودکان مشکوک به ADHD ، اتفاق نظر در خصوص این که کدام مورد ADHD است و کدام نیست معمولا وجود ندارد . حتی وقتی تشخیص داده شد که فلان مورد قطعا ADHD است ، راههای درمانی اصلی و فرعی و مکمل و جایگزین بسیار زیادی فراروی خانواده ها قرار می گیرد که اگر فرض کنیم اغلب خانواده ها توان و استطاعت زمانی و مالی کافی برای هزینه های سرسام آور درمانی ، آموزشی و بازتوانی را دارا باشند ( که متاسفانه چنین نیست ) باز هم زمان طلایی ( Golden Time ) درمان محدود است و پیش آگهی درمان در سنین زیر 6 سال به مراتب مطلوب تر از بالای 6 سال است .
هفتم این که : کودکان دارای اختلال نقص توجه بیش فعالی ، عموما دارای ظاهری عادی هستند و هیچ حالتی از بیماری ( آنگونه که والد دلسوز و غیر متخصص قادر به تشخیصش باشد) از خود نشان نمی دهند . به همین علت نگرانی های والدین ، ترس از این که روی کودک دلبندشان برچسب بیماری و اختلال بخورد ، ترس از این که مدرسه و مهد او را با این برچسب قبول نکنند و ... و از طرف دیگر دلگرمی دادن به خود که : " کودک باید شیطون باشه و شیطنت کنه ، من خودم هم بچه بودم از دیوار راست می رفتم بالا ، به دایی اش رفته ، بزرگ بشه خوب میشه و ... " آنها را به سمت مدارا کشیده و چنانچه گفته شد ، زمان طلایی درمان سپری می شود و اختلالات رفتاری ، بدخلقی ، لجبازی ، اضطراب و مشکلات تحصیلی متعدد نیز بر مشکل افزوده می شود .
هشتم این که : گرچه بنا به مقالات علمی متعدد و نظر متخصصین دانشمند و صاحب نظر دارودرمانی تنها روش درمان قطعی کودکان دارای اختلال نقص توجه و بیش فعالی است ، لکن حتما لازم است که والدین درگیر با این مساله به چند نکته کوچک دیگر نیز توجه کنند : 1) دارودرمانی برای کودکان با تشخیص ADHD تا قبل از 5 سالگی به ندرت صحیح است ، 2) داروها عوارض جانبی خاص خود را دارند ( نظیر سر درد و تغییرات اشتهایی ، تهوع و اضطراب و ....) ، 3) دارو سبب می شود که اعتماد به نفس والدگری والدین کاهش پیدا کند و تصوری با این مضمون در ایشان رشد کند : " چون من قادر به تربیت صحیح کودک خود نبوده ام حالا کار کودکم به دوا درمون رسیده ! " 4) خاصیت استفاده از دارو این است که پس از دوره مصرف طولانی عموما خاصیت وابستگی روانی و حتی فیزیولوژیک ایجاد می شود و والدین غالبا پس از طی 1 یا 2 سال ناچار با افزایش میزان مصرف ( دوز دارو ) می شوند . 5) متاسفانه بلافاصله پس از قطع مصرف دارو ، بسیاری از علائم ADHD به همان کمیت و کیفیت قبل بازگشت میکند و تنها تا زمان مصرف دارو کودک رفتار و توجه بهینه و مطلوب از خود نشان می دهد . 6) دارو درمانی سبب بهبود شناخت ، تعاملات ارتباطی و رفتاری کودکان بطور دائمی نمی شود و چنانچه گفته شد با قطع مصرف دارو احتمال بازگشت علائم نامطلوب وجود دارد . ( مستخرج از مقاله چاپ شده ام در فصلنامه علمی – پژوهشی توانبخشی دوره دهم ، شماره سوم پاییز 88 شماره مسلسل 39 – صفحه 24 تا 31 )
نهم این که : فرهنگ ایرانی و سنتی ما همچنان مادر را مسئول امر تربیت و پرورش و نگهداری و مراقبت کیفی از فرزندان میداند . غالب مواقع مادر با نگرانی زیاد به مطب روانپزشک یا به کلینیک کاردرمانی می آید ، بدون این که پدر از قضیه با خبر باشد یا اعتقادی به این که کودکش با سایر کودکان متفاوت است داشته باشد ، بدون این که پدر در مساله به این مهمی با مادر هم عقیده باشد ، بدون این که مادر مضطرب حمایت روانی مناسبی را از طرف همسر خود دریافت کند و ... غالبا بهانه ها مشغله کاری و چند شیفت کار کردن است .... ( نگوییم بهانه .. واقعا بسیاری از پدران با وجود دلسوزی قادر به همراهی مادران نیستند ). از طرف دیگر وقتی مادر از مطب دکتر با قیافه درهم ، یا چشمان اشکبار و یا نگران و متفکرانه به منزل می آید و پدر میپرسد ، " خب دکتر چه گفت ؟ " مادر هجمه ای از اطلاعات بدون مرجع و غیر دقیق را در اختیار پدر میگذارد که نه سر درست و حسابی دارد و نه ته ! .. در نتیجه پدر غالبا از همه جا بی خبر به گزارش های مادر استناد و اکتفا میکند و پروسه درمان برچیده می شود یا به تاخیر می افتد . حتی اگر پدر بسیار نگران و مضطرب باشد، انبوهی از سوالات برایش پیش می آید و با مادر در میان میگذارد حال آن که مادر دکتر روانپزشک نیست و معمولا نمی تواند پاسخ دقیقی به سوالات پدر بدهد . این نوشته ها شاید به کار پدران و مادرانی بیاید که اهل جستجو در اینترنت هستند .....
دهم این که : گرچه بین والدین و خانواده های دارای کودکان ADHD سوالات رایج زیادی است ، متاسفانه درمانگران مختلف پاسخ واحدی به آنها نمی دهند ، با برخی از سوالات ایشان غافلگیر می شوند و برخی از سوالات را مورد ریشخند قرار داده و سهل انگارانه از آنها عبور می کنند ، گاهی حتی پیش می آید که کاردرمانگران با وجود برخورداری از دانش کافی از انتقال دانسته های علمی خود به والدین نگران و غیر متخصص ناتوان می شوند و در مثل و تمثیل ها به حدی زیاده روی میکنند که هم مساله مبهم تر می شود و هم نگرانی بی دلیل والدین بیشتر . این پست ها شاید سودمند باشد مخصوصا برای آن دسته از دانش دوستان و همکاران گرامی که بر این باور استوار هستند که همه چیز در دانشگاه و طی 4 سال و 7 سال آموختنی نیست ....
یازدهم این که : در گستره درمانهای متنوع و متعددی که برای کودکان ADHD سودمندی خود را به اثبات رسانده اند ( مقاله ای در این خصوص داشته که در سال 1387 در کنگره کشوری طب مکمل اصفهان به صورت پوستر ارائه کردم و طی آن 39 درمان رایج مکمل و جایگزین سودمند برای ADHD را مرور کرده بودم – از جمله نوروفیدبک ، قصه گویی درمانی ، رقص درمانی ، انواع ماساژ ، تای چی ، هومیوپاتی ، طب سوزنی ، مشاوره ، شن بازی درمانی ، حیوان درمانی ، تغذیه درمانی ، یوگا ، رنگ درمانی و ... ) بدون در نظر گرفتن شغل و حرفه شخصی ام که کاردرمانی است ، درمان از طریق کاردرمانی و بازی درمانی را واقعا بسیار بسیار سودمند ، کم هزینه ، پایدار و اثر بخش می دانم . از این رو تمام تلاشم را می کنم تا با نوشتن متون جامع در خصوص ADHD و آن قبیل کارهایی که ما به عنوان کاردرمانگر قادر به انجام آن هستیم دین خودم را به رشته ام ادا کرده و چراغی کوچک پیش پای والدین نگران ، همکاران ، و متخصصین دست اندر کار سایر رشته ها از جمله روانشناسی و روانپزشکی ، علوم اعصاب و مغز و اعصاب ، مددکاری و مشاوره و گفتاردرمانی روشن نمایم .
حال که دلایلم برای نوشتن چندین پست مفصل در زمینه ADHD ، تعریف ، تشخیص ، علائم ، درمانها ، سوالات و نگرانی های رایج و ... را خواندید ، بسیار خوشحال می شوم که مرا از نظرات سودمندتان بی بهره نگذاشته و هفته آینده مجددا به این وبلاگ سر بزنید تا پست بعدی که در خصوص تعاریف و ملاکهای تشخیصی ADHD بر مبنای دستورالعل رایج روانپزشکی و مشاهده بالینی است ( DSMIV ) را مطالعه کنید .
ارادتمند : پارسا هوش ور
کارشناس ارشد کاردرمانی ( گرایش روان )

