X
تبلیغات
کاردرمانی - معرفی کامل و جامع و خودمانی رشته ی کاردرمانی برای کنکوری های عزیز !

با سلام و تقدیم احترام خدمت همراهان همیشگی وبلاگ کاردرمانی

قصد دارم با توجه به دغدغه ی روز برخی عزیزان که در حال انتخاب رشته برای تحصیل در مقطع کارشناسی هستند ، کاردرمانی را به صورت شسته رفته  و منظم تری تعریف کنم . طی 3 روز اخیر تماس ها ی متعدد و دیدارهای حضوری جالبی با تعدادی از دانش آموزان نگران انتخاب رشته داشته ام . در نتیجه تصمیم گرفتم قبل از این که فرصت انتخاب رشته به پایان برسد ، کاردرمانی را ، آنگونه که هست و آنگونه که خودم شناخته ام توصیف نمایم . به امید این که انتخاب های هوشمندانه ی امروز گامی مستحکم برای ساختن فرداهای روشن تر باشد .


 چون متن طولانی است تصمیم گرفته ام یک فهرست در ابتدای مطلبم داشته باشم . در این متن به این موارد می پردازیم .


موضوع اول : تعریف رشته ی کاردرمانی و نقاط متمایز رشته ی کاردرمانی از سایر رشته ها .

موضوع دوم : مقاطع تحصیلی رشته ی کاردرمانی  و دانشگاه هایی که رشته ی کاردرمانی را تدریس می کنند .

موضوع سوم :  وجهه ی کاردرمانی در ایران و جهان

موضوع چهارم : بررسی کاردرمانی از لحاظ شغلی ، حیطه های ارائه خدمات و بازار کار و شرایط اقتصادی  

موضوع پنجم : تنوع حیطه های ارائه خدمات و نقش های کاردرمانگران در جامعه

موضوع ششم : احساس منفی برخی دوستان از نام کاردرمانی و معلول و ... و ترس از اینکه نتوانند با دیدن چهره ی یک معلول خود را کنترل کنند و روحیه شان به هم بریزد .

موضوع هفتم : منابع سودمند برای مطالعه بهتر و اشنایی با رشته کاردرمانی

 

 -------------------

 موضوع اول : تعریف رشته کاردرمانی و نقاط متمایز رشته ی کاردرمانی از سایر رشته ها

تعریف رشته کاردرمانی  :( Occupational therapy  )

علم و هنر استفاده از Occupation  ( که معادل فارسی اش واژه غلط انداز کار انتخاب شده است )  در راستای به حداقل رساندن ناتوانی های یک معلول ، استفاده ی بهینه از توانمندی های باقیمانده و کمک به او برای کسب حداکثر میزان توانمندی و استقلال فردی در تمامی حیطه های زندگی

 در خصوص این تعریف ذکر این موارد الزامی به نظر می رسد :

1)         Occupation  که معادل فارسی آن کار در نظر گرفته شده است ، مفهومی بسیار بسیط و فلسفی و عمیق دارد . Occupation  چیزی بیش از تمرین : Exercise    و چیزی بیش از فعالیت : Activity    و چیزی متفاوت از شغل : JOB  یا  کار : Work   یا  دغدغه و دلمشغولی و فکر و ذکر : Career    یا حرفه :  Profession   یا تولید و سازندگی : Productivity  و ... است .

Occupation   مفهومی عمیق است که دربرگیرنده ی تمامی موارد اشاره شده ی بالا است اما هیچکدام از مفاهیم بالا به درستی آن را توضیح نمی دهند .  هدف از Occupation    ، همانند شغل و کار و حرفه  ،  فقط امرار معاش و کسب درآمد نیست . ( گرچه ممکن است گاهی به آن تبدیل شود ) ،  Occupation  زنده است و نفس می کشد و در بستر زمان و مکان و فرهنگ و جامعه و اعتقادات و ... ،  ویرایش و پالایش و تغییر می کند ، رشد می کند و باعث رشد می شود ، متنوع است و معنادار و برای فردی که آن را انجام می دهد حاوی ارزش و محتوای معنایی است .  پس با تمرین و فعالیت نیز متفاوت است .

Occupation    هم وسیله ی درمان است و هم هدف درمان . و  یکی از مواردی که رشته ی کاردرمانی را از سایر رشته های پزشکی و توانبخشی و فنی و ... متمایز می کند همین مساله است . نگاه کل گرا و کل نگر Holistic   ای بر مفهوم Occupation   سایه افکنده است که  با این که در برخی موارد ابهام آور و پیچیده است ، اما در اکثر مواقع راهگشا و توانمند کننده است . 

وقتی ما می گوییم گفتاردرمانی یا Speech Therapy    یعنی مجموعه مداخلاتی انجام می دهیم که گفتار فرد به وضعیت مطلوب و هنجار نزدیکتر شود . ( البته عزیزان گفتاردرمانگر مدتی است که در تلاش هستند تا خود را با عنوان کارشناس آسیب شناسی زبان و گفتار Speech Pathologist   مطرح نمایند – که خب حق هم دارند و بحثی درش نیست )  در حقیقت در عبارت گفتاردرمانی ،  گفتار  ، هدف درمان است .

از طرف دیگر ، وقتی ما می گوییم هنردرمانی Art therapy  ، یا وقتی می گوییم فیزیوتراپی :  Physical Therapy   منظورمان این است که با استفاده از ابزاری به نام هنر ، و یا ابزاری به نام مدالیته های متنوع فیزیکی ( نظیر امواج کنترل شده و درمانی مغناطیسی ، الکتریکی ، دما ، حرکت و ... )  به درمان بپردازیم .  در حقیقت در این عبارات وسیله ی درمان هنر ، یا مدالیته فیزیکی است .

در حالی که در عبارت کاردرمانی ،  ما با استفاده از Occupation   به درمان می پردازیم ( Occupation  به عنوان وسیله ی درمان ) ، تا فرد توانمند شده و Occupation  هایش را بازیابی و به دست آورد و در آنها توانمند شود ( Occupation  به عنوان هدف درمان ! )

به عنوان جمع بندی این قسمت می توان به این نکته اشاره کرد که : Occupation  هم هدف و هم وسیله ی درمان است و از این حیث رشته ی کاردرمانی با تمامی رشته هایی که من میشناسم متفاوت است .

 

2)      لازم است در خصوص کلمه ی معلول نیز اشاره ای داشته باشم . کلمه ی معلول  که برای بسیاری از دوستان و عزیزانمان ، کلمه ای است که بار هیجانی ناخوشایند دارد ( بگذارید با هم راحت باشیم ، برای برخی از عزیزان احساس چندش ، تصویری از ضعف و نقصان و ناتوانی و زار زدن و گریه و بی مصرف بودن و ... را تداعی می کند ) 

حقیقت مساله این است که تمامی افراد خارج از رشته های توانبخشی ، میزان آشنایی شان با واژه ی معلولیت ، محدود است به 2 مورد :

اول)  تجربه ی آشنایی و زندگی با یک معلول در میان خانواده و خویشان . 

دوم ) آشنایی مخدوش با این واژه از طریق رسانه های جمعی و روزنامه ها . 

به نظر اینجانب هر دو آشنایی ، آشنایی مخدوش و ناقصی از عبارت معلول است . در اولی دیدگاهمان به معلول ، بیشتر آغشته به دلسوزی و عشق و ترحم و مدارا است  و در دومی بسته به هدفی که رسانه از مطرح کردن نام معلول دارد ، آغشته به گفتن  اییییی ، وایییی ، نیگاه کن ، بدبخت بیچاره .... ( و بعد هم شماره حسابهای کمک مردمی ...... ، هم اکنون نیازمند یاری تان هستیم و .. )  یا مواردی از معلولین توانمند در حد سوپرمن که توانسته اند علیرغم مشکلاتشان به توانمندی های حرفه ای و جالبی هم برسند .(  این نگاه دومی را گرچه بیشتر دوست دارم ، اما طرز مطرح کردنش در رسانه ها بیشتر آمیخته با شعار و به دور از منطق و عقلانیت است . )

حال بیایید با من همراه باشید و نقطه نظرات من و بسیاری از همکاران که مدتی است به جرگه کاردرمانی و توانبخشی پیوسته و از نزدیک دستی بر آتش (  و گاهی در آتش ! ) داشته ایم را بخوانیم .

در یکی دیگر از پست های کاردرمانی نیز اشاره کرده ام که :

وقتی فرد در طول مدت زندگی اش ( یعنی از 3 ماهگی دوران جنینی که به تعبیر علما ، جنین دارای روح می شود تا پایان عمر ) دچار هر نوع ضایعه بشود ( این ضایعه ممکن است حسی باشد ، یا جسمی ، یا روانی ، یا مغزی و نخاعی  یا در اثر بیماری ، یا ....  به عنوان مثال به ترتیب : نا بینایی و کم بینایی ، قطع عضو و شکستگی ، افسردگی و روانپریشی ، عقب ماندگی ذهنی و فلج مغزی و ضربه مغزی و MS و ضایعات نخاعی ، سکته قلبی و دیابت و ایدز و ...)  به واسطه ی این ضایعه ، ممکن است علیرغم اجرای بسیاری از اقدامات درمانی بهنگام ،  برخی از توانایی های خود را در مقایسه با همسالان  و هم مسلکان و هم دوره ای ها از دست بدهد .  از دست دادن این توانایی ها به واسطه ی ضایعه ، ناتوانی Disability  نامیده می شود . با این وجود این پایان راه نیست . برخی از افراد به واسطه شدت مشکل کم ، هوش بالا ، حمایت خانواده و جامع ، وضعیت اقتصادی مطلوب ، موقعیت اجتماعی و فرهنگی مناسب تر و ...  علیرغم ناتوانی ، Function  یا عملکرد نهایی و کلی خود را در جامعه حفظ می کنند و نقش خود را همچنان برعهده گرفته و با جامعه ی پیرامون ارتباطشان را به همان نحو قبلی ادامه می دهند  و در برخی موارد نیز از کمک سایرین ، مداخلات درمانی و ... استفاده می کنند و با استفاده از قدرت خلاقیت و نوآوری و حمایت اطرافیان و تعبیر سالم و مثبت و پرمعنا از زندگی ، می کوشند که معلول نشوند .  معلول یعنی تحت علت در آمدن .  اگر ما ضایعه را علت بپنداریم ، فردی که به واسطه ناتوانی متعاقب ضایعه ، ارتباطش با اطراف قطع شود و قادر به اجرای نقش های پیشین خود در اجتماع نشود ، تحت علت آن ضایعه و ناتوانی در آمده و معلول گشته است .

تمام تلاش کاردرمانی این است که تا حد امکان از پیشرفت این پروسه ی منفی در فرد ضایعه دیده جلوگیری کند .  یعنی با استفاده از توانمند کردن فرد ، استفاده از روشهای جبرانی ، استفاده از تکنولوژی های کمکی ، مشاوره فردی و خانوادگی و ارتقاء زندگی حرفه ای ، سازگار کردن محیط با توانمندی های باقیمانده فرد و ... می کوشیم که فرد ناتوان یا کم توان ، دچار معلولیت نشود و یا با معلولیت خود سازگار شده ، با آن کنار بیاید و در پی معنای جدید زیستن ، فردی با انگیزه ، امیدوار و تا حد امکان مستقل و مفید شود .  ( آنقدر کاردرمانی را دوست دارم که با نوشتن همین جملات گوشه ی چشمانم نمناک شد – امیدوارم ریا نباشد و شمای خواننده فقط بدانید که می توان این مفهوم های ارزشمند و معنوی و بزرگ را در حین ارائه خدمات کاردرمانی ، هر روز و هر روز دریافت و صیقل داد و والاتر کرد . و می توان این رشته را عاشق شد - )

پس بیاییم نگاهمان را به معلول تغییر دهیم و تلقی ای واقعی تر از معلول و معلولیت داشته باشیم .  هرکسی که روی ویلچر می نشیند معلول نیست – کما این که افراد بسیار توانمندی هستند که از ضایعه و ناتوانی رنج می برند اما معلول نیستند ، نمی خواهم با معرفی خودم به عنوان انسان توانمند ، ذهنیت شمای خواننده از خودم را به عنوان فردی متکبر جهت دهی نمایم . اما از آنجا که تنها در مورد خودم این اجازه را دارم که مثال واضح بزنم ، از خودم شروع می کنم :  مثلا خود من ، آنگونه که برخی از دوستان می دانند و در جریان هستند از کم شنوایی متوسط – شدید رنج می برم . ( اما بهتر است نگویم رنج می برم ! )  و در عین حال سعی کرده ام نقش های زندگی ام را به درستی ایفا کنم و به معنای زندگی خودم برسم و حتی به برخی افراد دیگر نیز کمک کنم تا به معنای زندگی خود برسند .  من کاردرمانگر توانمندی را می شناسم که بواسطه ی یک اتفاق ، یکی از چشمهای خود را از دست داده است و به واسطه ی هوش خود بر تمامی مشکلات پیروز شده است و در قلمرو کاردرمانی از توانمند ترین افرادی است که می شناسم ، هم استاد دانشگاه است ، هم بالینگر و هم مدیر کلینیک و هم جماعت زیادی را یاری رسان ، متاهل و دارای یک فرزند باهوش و شاد . من کاردرمانگری را می شناسم که خود دچار فلج اطفال بوده است و در زمره کاردرمانگران و بالینگران موفق است . من آسیب شناس گفتار و زبانی را می شناسم که از ضایعه نخاعی در رنج است و با ویلچر تردد می کند ، اما ازدواج کرده است ، بطور مستقل رانندگی می کند ، بسیار با سواد و سخی است ، کلینیک اداره می کند و مدیر گروه گفتاردرمانی نیز هست .  این افرادی که نام بردم و بسیاری دیگر که می شناسم یا نمی شناسم ، در زمره افرادی هستند که با وجود تحمل و مدارا با ضایعه و کم توانی ، از پس مشکلات خود بر آمده و نه تنها گلیم خود را از آب بیرون می کشند ، بلکه می توانند به سایرین نیز کمک کنند و گلیم سایرین را نیز بیرون بکشند ! .. 

به خوبی یادم است که هر کدام از دوستان من که در رشته های غیر توانبخشی به اقصی نقاط جهان مسافرت کرده اند ، به عنوان اولین خاطره مشترکشان به این مساله اشاره می کردند که :

آقا چقدر کشورهای دیگه معلول زیاد داره .. همینجوری که توی خیابون راه می ریم ، مدام افراد عصا به دست و نشسته بر روی ویلچر و اعضای مصنوعی و ... می دیدیم .  توی ایران اصلا اینقدر از این ها نمی بینیم !

حال آن که حقیقت قضیه این است که طبق آمارهای WHO  ( سازمان بهداشت جهانی )  حدود 10 درصد از کل هر جامعه ای از یکی از انواع معلولیت و ضایعه در رنج دائمی است و بسیاری از افراد در یکی از مقاطع زندگی خود متحمل رنج و ناراحتی و معلولیت های گذرا یا دائمی ،  محدود یا فراگیر ، خفیف یا زمینگیر کننده می شوند . 

این که چرا در ایران ، معلول های زیادی را در سطح جامعه نمی بینیم ، به علت مسائلی نظیر آنچه در ادامه به تفکیک نوشته ام می شود :

الف )  نگرش اشتباه و عاطفی و غیر منطقی جامعه به معلولان ، گدا پنداشتن معلول و ارائه ی کمک های مالی به ایشان ( که چقدر برخورنده است ) ، با انگشت او را به سایرین نشان دادن و انگشت نما شدن فرد معلول ، کناره گیری از فرد معلول ، نگاه نکردن به فرد معلول ، ترس برخی افراد جامعه از واگیر دار بودن مشکل و معلولیت !!!! ، اعتقادات خرافی زشت نظیر این مساله که فرد دارد جزای کار بدی که در همین دنیا انجام داده است را می کشد !!! ، گریستن آشکار به حال او ، عدم اعتنا و کمک به او و نیازهایش ( از ترس این که نکند دردسر درست شود و وبال گردن شود ) ،  اعتقاد به این که اگر فرد معلول مادر و پدر خوب و مراقب و با دقتی داشت دچار معلولیت نمی شد ! ، اعتقاد به این که این ها همه اش فیلم است تا مثلا بتواند برای خودش در اتوبوس یا مترو یک صندلی خالی پیدا کند !!.....

ب ) موانع معماری شهری و نگاه غیرمسئولانه مسئولان به مشکل و محدودیت های معلولان .  به راستی در تهران ( پایتخت ایران ) ، اصفهان ( داعیه دار پایتختی فرهنگ و تمدن اسلامی ) ، مشهد ، شیراز و قم ( به عنوان سه شهر برتر مذهبی و پرچمدار و پیشاهنگ تعالیم و آموزه های اسلامی و مذهبی ) و ...  چند در صد از پیاده رو ها ، خیابان ها ، عابر بانک ها ، اماکن ، دستشویی ها ، بانک ها ، وسایل حمل و نقل عمومی و .. برای معلولین مناسب سازی و قابل استفاده است ؟

ج ) کنار نیامدن معلول با مشکلات خود – به نظرم اینچنین می رسد که جامعه ایرانی جزء جوامعی است که کمترین اعتقاد قلبی را به خرد جمعی ، روح مشاوره و استفاده از فرد خبره ، اعتماد به متخصصین و .. دارد . به همین منوال متاسفانه بسیاری از افراد دچارمعلولیت نیز خیلی دیر و خیلی کمتر از حد لازم از خدمات توانبخشی و مشاوره استفاده می کنند و به همین منوال دیر تر با مشکل خود کنار می آیند و دیرتر آمادگی حضور فعال در بستر جامعه کسب می کنند .

د ) سودجویی برخی افراد و سوءاستفاده ی برخی رسانه ها و افراد از مساله معلولیت و قلقلک عاطفی جامعه با انجام کاری نمادین و بدون انجام کار زیربنایی و قابل پیگیری که سبب بدبینی آحاد جامعه نسبت به معلول و هر خبر و گزارشی که از معلول به سمع و بصر برسد می شود . ( بدون شرح اضافه ... که تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل )

ه ) کمرنگ شدن همبستگی اجتماعی و روحیه تعاون در میان ایرانیان ( طی دهه ی اخیر ) در مقایسه با دوران پیشین . ( که می بینیم فرد زخمی مثلا در حادثه سعادت آباد در حال جان دادن است و از او با موبایلمان فیلم می گیریم و برای این که شر نشود به یاری اش نمی شتابیم ..!)  به واقع یک معلول که ممکن است برای حضور فعالانه در میان جامعه ، همیشه نیازمند 10 تا 20 درصد کمک سایرین برای نقل مکان و برآوردن حاجات باشد ، چگونه می تواند به چنین مردمی با چنین روحیه ای اعتماد کند ؟

و ) عدم تامین اعتبار ، تامین بودجه و تامین برنامه ی کافی  ، برنامه سازی مکفی در سطح وزارتهای آموزش و پرورش ، علوم و تحقیقات و فناوری ، بهداشت ، فرهنگ و ارشاد اسلامی ، رفاه و سازمان تامین اجتماعی و رسانه های سمعی – بصری ( رادیو و تلویزیون ) و .....  به نحوی که تصویری صحیح و متناسب در خصوص معلولیت را به شیوه ای که در خور پسند مخاطب است به او ارائه دهند و دانش و آگاهی عموم از معلولیت را ارتقا دهند .  ( عموم برنامه های اینچنین در تیراژ محدود یا ساعات پخش کم بیننده و در قالب برنامه های غیر منسجم با کارشناسانی کم سواد و در ساختاری ناخوشایند و شعار زده و تکراری ارائه می شوند به نحوی که خود من هم ، در اکثر مواقع کانال را عوض می کنم و صفحه مربوطه را ورق می زنم !!! )

ز ) برخی برنامه های تلویزیونی و سینمایی و سایر رسانه های مکتوب  نوشتاری که از کارشناس زبده و دانشگاهی توانبخشی برای مشاوره  استفاده نکرده و تصویری مخدوش و اشتباه از معلولیت به خورد مخاطب عام می دهند .  شامل فیلم ها ، میزگردهای بسیار محدود کارشناسی ، گزارش و مصاحبه و .. . ( به نظر می رسد جای هیات ممیزه ی مرتبط با امور توانبخشی در میان بسیاری از کادرهای تشکیلاتی خالی است و مدیران و مسئولان با آگاهی نسبی خود و بدون بهره مندی از نظر کارشناسی اصولی ، اقدام به چینش نقش ها و گزینش افراد می کنند .

ح )  و سایر موارد .... ( فکر کنم بد نبود اگر مطلبی به این بلندی را در پست دیگری از وبلاگ کار می کردم و حوصله ی مخاطب عزیز که به دنبال انتخاب رشته است را سر نمی بردم .!. )

 

3)      نکته ی سومی که در مورد تعریف کاردرمانی به ذهنم می رسد این است که : خود این تعریف نشان می دهد با چه طیف و تنوع وسیعی از مشکلات ، اختلالات ، بیماری های ، معلولیت ها و در چه بازه ی وسیعی از سنین ( کل دوره های سنی ) دست و پنجه نرم می کنیم . چرا که در تعریف کاردرمانی گفته است : هر معلولی ( یعنی در هر سنی و به واسطه هر نوع معلولیتی و در اثر هر نوع ضایعه ای ) .  در نتیجه فردی که قصد دارد کاردرمانی را به عنوان رشته تحصیلی و شغل آینده اش انتخاب کند ، می تواند خاطرش جمع باشد که بالاخره در یکی از حیطه های وسیع مرتبط با کاردرمانی ، علاقه ی خود را پیدا می کند . همچنین این تعریف این نکته را نیز خاطر نشان می کند که کاردرمانگر حتما باید اهل مطالعه و رعایت کار و اخلاق تیمی باشد .   این که می گوییم کاردرمانگر باید اهل مطالعه باشد ، به این معنی است که در رشته ی کاردرمانی بر خلاف بسیاری از رشته های دیگر ، صرف تسلط تئوری بر مباحث درسی رشته ی کاردرمانی گرچه لازم اما کافی نیست . بلکه کاردرمانگر باید اهل مطالعه و کتاب باشد . اهل اندیشه عمیق ، اهل منطق و فلسفه ، اهل روانشناسی و جامعه شناسی ، اهل هنر و رمان ، اهل خوانندگی و خرد و همچنین باید در مورد هر مشکلی که منجر به معلولیت می شود ، آنقدر دانش داشته باشد که از آن سر در آورد و فرد دچار آن معلولیت را بهتر درک کند .  این که می گوییم کاردرمانگر باید اهل کار تیمی و دارای اخلاق تیم مدار باشد ، به این علت است که تمامی  نیازهای تمامی معلولان ، به صورت تام و کامل ، توسط کاردرمانگر بر آورده نمی شود و در این مسیر همکاری کاردرمانگر به عنوان عضوی از یک تیم درمانی ، در کنار رشته های فیزیوتراپی ، شنوایی شناسی ، آسیب شناسی گفتار و زبان یا گفتاردرمانی ، بینایی سنجی ، ارتوپدی فنی ، مدیریت توانبخشی ،  مددکاری اجتماعی ، کودکان استثنائی ، روانشناسی و روانسنجی ، مهندسی پزشکی ،  پرستاری ، تخصص های روانپزشکی ، مغز و اعصاب ، علوم اعصاب شناختی ، ارتوپدی ، تکامل کودک ، علوم آزمایشگاهی و آزمایشهای پاراکلینیکی و تصویربرداری ، داروشناسی ، متابولیسم ، ژنتیک ، سالمندان ، قلب و عروق ، بیماری های داخلی و ... به فعالیت و خدمت بپردازد .

 

 

موضوع دوم : مقاطع تحصیلی رشته ی کاردرمانی  و دانشگاه هایی که رشته ی کاردرمانی را تدریس می کنند .

مقاطع تحصیلی کاردرمانی :

در مقطع کارشناسی پیوسته ( 4 سال )

در شهرهای : تهران ، اصفهان ، شیراز ، اهواز ، تبریز ، سمنان همدان و اراک ( این اطلاعات مال سال قبل است . احتمال دارد عزیزانی که در حال انتخاب رشته دارند ، نام شهرهای دیگری را نیز دراین قسمت ببینند . لطفا بنده را با خبر کنید تا این مطلب را با صحت و سقم بیشتری تصحیح و به روز کنم )

در مقطع کارشناسی ارشد ( 2 تا 3 سال )

فقط در شهر تهران و در دانشگاه علوم پزشکی تهران ( ایران سابق ) ، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی ، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی

در مقطع دکتری ( بسته به تز انتخابی و رساله معمولا بین 3 تا4 سال )

فقط در تهران و دانشگاههای علوم بهزیستی و تهران

 

کشورهایی که برای ادامه تحصیل در رشته ی کاردرمانی حرفهای زیادی برای گفتن دارند :

کانادا

آمریکا

استرالیا

سوئد

 

موضوع سوم :  وجهه ی کاردرمانی در ایران و جهان

کاردرمانی در جهان با نام Occupational therapy  شناخته می شود و در برخی کشورهای اروپایی نظیر فرانسه ، نام آن Ergo therapy  است . ( Ergo  به معنای ققنوس است و این که این کلمه چه ربطی به کاردرمانی دارد داستان مفصل و شیرینی است که در البته در این مقال نمی گنجد ) .  یکی از رشته های پر درامد در اکثر کشورها همین رشته ی کاردرمانی است .

هم در ایران و هم در جهان کاردرمانی تا سطح دکتری تخصصی ادامه پیدا می کند .

سایت فدراسیون جهانی کاردرمانی WFOT.org   پایگاه اینترنتی موثقی برای آشنایی شما عزیزان با رشته ی کاردرمانی محسوب می شود

همچنین انجمن کاردرمانی ایران که از حدود 5 سال پیش به عضویت فدراسیون جهانی کاردرمانی نیز در آمده است هم اکنون به ریاست آقای دکتر مهدی علیزاده اداره می شود .

تمامی فارغ التحصیلان رشته ی کاردرمانی در مقطع کارشناسی می توانند صاحب شماره نظام پزشکی و مهر شوند و پس از کسب سابقه ی کاری کافی اقدام به تاسیس مطب خصوصی نمایند .

هم اکنون در بیش از 9 دانشگاه در ایران رشته ی کاردرمانی در مقطع کارشناسی تدریس می شود .

برای آشنایی بیشتر با تاریخچه رشته کاردرمانی و ... می توانید از سایر مطالب وبلاگ حاضر و یا از سایت انجمن کاردرمانی ایران www.irota.ir  استفاده نمایید .

ضمنا بد نیست بدانید 27 اکتبر معادل 5 آبانماه روز جهانی کاردرمانی است و خیلی لذت بخش است که همکاران در چند سال اخیر این روز را جدی گرفته و در چنین روزی دیدار ها تازه می شود و آن را به یکدیگر تبریک می گویند .


 

موضوع چهارم : بررسی کاردرمانی از لحاظ شغلی ، حیطه های ارائه خدمات و بازار کار وشرایط  اقتصادی  

چنانچه پیشتر هم اشاره کردم ، تنوعی که در این رشته است به نحوی است که افراد با علائق و سلیقه های گوناگون را راضی می کند . یک کاردرمانگر موفق می تواند با حفظ و احترام به فلسفه ی اصلی رشته ی کاردرمانی ، توانمندی بالینی خود را در حیطه های مختلف زیر مورد استفاده قرار دهد .


حیطه ی کودکان مبتلا به اختلالات روانپزشکی و مشکلات و عقب ماندگی ذهنی :

شامل اختلالات نقص توجه – بیش فعالی ، اختلالات طیف اوتیسم ، اختلالات رشدی ، اختلالات یکپارچگی حسی و اختلالات ادراکی ، اختلال هماهنگی در رشد ، اختلالات یادگیری ، اضطراب و لجبازی و بطور کلی اختلالات رفتاری ، عقب ماندگی ذهنی ، اختلالات متابولیک نظیر PKU ، سندرم ها نظیر سندرم داون و ...


حیطه ی کودکان مبتلا به انواع معلولیت های جسمانی – حرکتی

شامل فلج مغزی ، اسپاینو بیفیدا ، فلج اطفال ،  ضایعات نخاعی ، ضربه و آسیب مغزی ، اختلالات رشدی و تعادلی و ضایعات ارتوپدیک مثل انواع شکستگی و در رفتگی های اندامی ، قطع عضو و


حیطه کودکان مبتلا به انواع مشکلات و محرومیت های حسی

نظیر ناشنوایی و کم شنوایی ، نابینایی و کم بینایی و ...

 

حیطه ی بزرگسالان مبتلا به انواع اختلالات و مشکلات و معلولیت های روانی

نظیر افسردگی و اضطراب و سایر انواع  روان نژندی ( نوروز ) ، اختلالات روانپریشی یا ( سایکوز ) در بر دارنده ی علائم توهم ، هذیان ، اسکیزوفرنیا ، اختلال خلق دو قطبی ، ضعف و اختلال در مهارتهای اجتماعی ، اختلالات شخصیت و ...

 

حیطه ی بزرگسالان مبتلا به انواع اختلالات نورولوژیک ( عصب شناختی ) و جسمانی و حرکتی

نظیر سکته قلبی و سکته مغزی ، مشکلات فلجی یک یا چند عضو ، شکستگی و در رفتگی و قطع عضو ، ضربه و آسیب مغزی ، مولتیپل اسکلروزیس یا MS ، اختلالات شناختی ، ضایعات نخاعی و....


حیطه ی سالمندان

شامل کلیه مسائل مرتبط با سالمندان و پیری


سایر حیطه ها

که واقعا آنقدر وسیع است نمی توان به همه ی آنها اشاره کرد اما به عنوان نمونه و بصوت خلاصه می توان به کاردرمانی در ایذر،هموفیلی ،  سرطان و بیماران در کما ، سوختگی ، و کاردرمانی در اختلالات تصویر بدنی و ... اشاره کرد .


کاردرمانگران متناسب به این که می خواهند در خصوص چه مشکلی به چه جامعه ای از معلولان سرویس ارائه دهند ، بازارهای کاری متنوعی را فراروی خودمی بینند به عنوان نمونه :

-          بازی درمانی

-          رفتاردرمانی

-          مشاوره خانواده

-          غربالگری کودکان در مهدهای کودک و مدارس به عنوان پیشگیری و مداخله بهنگام

-          ماساژ درمانی

-          هنردرمانی

-          حرکت درمانی

-          تمرین درمانی

-          آموزش پیش حرفه ای

-          مدیریت توانبخشی

-          مدیریت ارجاع و مراجع

-          آموزش استثنائی

-          آب درمانی

-          موسیقی درمانی

-          نمایش درمانی

-          و ...

ذکر این نکته بصورت موکد مورد تکرارو تاکید است که : تمامی کاردرمانگرانی که فارغ التحصیل رشته ی کاردرمانی می شوند ، می بایست حتما متناسب و در راستای فلسفه و چارچوب کاری در نظر گرفته شده و بر اساس منابع اصلی و مجوزهای مورد تائید وزارت بهداشت جمهوری اسلامی ایرا و بر حسب واحدهای درسی که در دوره تحصیل گذرانده اند به فعالیت بپردازند و انجام تمامی حیطه های ذکر شده در بالا توسط کاردرمانگر ، تنها در صورتی ارزشمند و مطلوب تلقی می شود که سبب انحراف رشته ی کاردرمانی از فلسفه و مسیر اصلی خود نشده و اصلیت رشته را تهدید نکند . در حقیقت کاردرمانگر ادعا نمی کند که بازی درمانگر یا حرکت درمانگر یا هنردرمانگر یا مشاور است . بلکه از تمامی این حیطه ها می تواند به عنوان تکنیک های درمانی استفاده کند و در کنار کاردرمانی از ظرایف و اثرات مثبت هر کدام در برهه ای از زمان و برای مراجعی به خصوص استفاده کند .

و اما از جهت اقتصادی و مالی ، برای یک کاردرمانگر تازه فارغ التحصیل در هر جای ایران ، علی الخصوص شهرهای به غیر از تهران ، به راحتی ( بسیار راحت ) فرصت های شغلی به عنوان کاردرمانگر درصدی در کلینیک های خصوصی و کاردرمانگر و کارشناس توانبخشی در مراکز و سازمانهای توانبخشی و بهزیستی دولتی و حتی انجمن های مردم نهاد و موسسات خیریه و .. وجود دارد .

اکثر افرادی که در حیطه ی کاردرمانی کار می کنند ، درآمد متوسط به بالا را تجربه می کنند و بسیاری ازهمکاران و دوستان اینجانب با رعایت مسائل صحیح اخلاقی و شرعی و عرفی ، ماهانه بین 3 تا 5 میلیون تومان درآمد خالص دارند . اما بسیاری از کاردرمانگران با سابقه ی کاری محدود تر ( زیر 3 سال )  درآمدی در حدود ماهانه 1  تا 1/5  میلیون تومان را بصورت صحیح و اخلاقی می توانند کسب نمایند . البته رشد هر چیزی بصورت آهسته آهسته و به تدریج صورت می گیرد و این که یک کاردرمانگر تصور کند بلافاصله بعد از فارغ التحصیلی با فرش قرمز و درآمدهای آنچنانی مواجه می شود ، تصوری وهم آلود است . این مساله نه فقط در کاردرمانی ، بلکه در تمامی رشته های علوم پزشکی نیز مصداق دارد . دوره های مرارت و دشواری وجود دارند اما آینده آنچنان که اشاره شد ، آینده ای متوسط به بالا محسوب می شود . ( در صورت هوش ، فرصت طلبی ، قناعت ، اخلاق کاری ، تعهد ، مسئولیت پذیری ، مطالعه ، و ... )

سازمان نظام پزشکی و معاونت درمان ، به تمامی کاردرمانگران حائز شرایط  دارای لیسانس با 5 سال سابقه ی کاری معتبر در شهرهای بزرگ و 3 سال سابقه ی کاری در شهرهای کوچک اجازه ی فعالیت خواهد داد .   کاردرمانگران دارای مدرک فوق لیسانس نیز می توانند با 2/5 سال سابقه ی کاری بعد از کسب مدرک فوق لیسانس ،  به تاسیس دفتر کاردرمانی در شهرهای بزرگ اقدام کنند و بدیهی است که به سابقه ی کاری کمتری برای تاسیس دفتر کاردرمانی در شهرهای کوچک نیاز است .

 

موضوع پنجم : تنوع حیطه های ارائه خدمات و نقش های کاردرمانگران در جامعه

سوال دیگری که برای دوستان پیش می آید این است که آیا همه ی کاردرمانگر ها برای تامین معاش ، ناچار از ایفای نقش درمانگر و بالینگر هستند ؟ یعنی آیا همه کسانی که مدرک کارشناسی کاردرمانی را کسب می کنند ، باید به ارائه ی خدمات توانبخشی و بالینی بپردازند ؟

پاسخ چنین است که : نه .  رشته ی کاردرمانی آنقدر وسیع است که به جز بالینگری ، کارشناس مربوطه می تواند در این موارد نیز عرض اندام کند .

1)      بزرگترین اکثریت کاردرمانگران به کار بالینی در مراکز دولتی و بیمارستانها و یا خصوصی و نیمه خصوصی می پردازند .

2)      تعدادی دیگر از کاردرمانگران تحت عنوان کارشناس توانبخشی ، به ارائه خدمات آموزش و مشاوره و خدمات بالینی در مراکز وابسته به سازمان بهزیستی می پردازند .

3)      تعدادی دیگر از کاردرمانگران برای ایفای نقش درمانی و توانبخشی به سراغ هوم ویزیت و یا ویزیت منزل ( درمان و بازتوانی در منزل مراجعینی که به هر دلیل قادر به مراجعه به مراکز توانبخشی نیستند ) می روند

4)      تعدادی دیگر از کاردرمانگران محور ارائه خدمات درمانی خود را بر پیشگیری و کار با کودکان سالم در معرض خطر و غربالگری و بازشناسی ایشان در مهد های کودک و مدارس ابتدایی قرار می دهند .

5)      تعدادی دیگر با عنوان اعضای هیات علمی و اعضای گروه آموزشی دانشگاههای سراسر کشور استخدام و مشغول تدریس به نسل جدید کاردرمانگران  می شوند

6)      تعدادی دیگر در سمت های مشاور امور توانبخشی برخی نهاد ها ( مثل صدا و سیما و بنیاد معلولان و جانبازان و انجمن ها  و موسسات دولتی و خصوصی ) قرار می گیرند .

7)      برخی دیگر از کاردرمانگر ها رو به سوی پژوهش و تحقیق و مطالعه و تدریس می آورند .

8)      عده ای به کار آزاد در زمینه تهیه و تامین تجهیزات توانبخشی می پردازند و از علم و رابطه ی خود در کاردرمانی به این نحو بهره می برند

9)      تعدادی از افراد برای ادامه تحصیل و فرصت های مطالعاتی و پژوهش و همکاری های دانشگاهی به خارج مهاجرت می کنند 

10)  تعدادی از کارشناسان کاردرمانی ، اقدام به شرکت در امتحان سایر رشته ها در مقطع فوق لیسانس نموده و به سمت گرایش های مهندسی پزشکی ، ارگونومی ، کودکان استثنایی ، تربیت بدنی و رفتار حرکتی ، حرکات اصلاحی ، آناتومی ، روانشناسی و ... می روند .

11)  و ....

به واقع در این رشته راه برای کار و ایفای نقش باز است و نیاز جامعه ی ایرانی به کاردرمانگر به تصور بنده در شهرستان ها ، تا حداقل 15 سال دیگربه همین منوال ،  عطشان و شدید است .

 

موضوع ششم : احساس منفی برخی دوستان از نام کاردرمانی و معلول و ... و ترس از اینکه نتوانند با دیدن چهره ی یک معلول خود را کنترل کنند و روحیه شان به هم بریزد .

بعضی از دوستان به این مساله اشاره می کنند که : من دل دیدن چهره ی معلول را ندارم و حالم یه جور خاصی می شود و منقلب می شوم و اصلا تحمل این رشته و فضای موجود در آن را ندارم 

حقیقت قضیه این است که بسیاری از کاردرمانگران موفق جامعه ، در ترم های 1 و 2  کارشناسی کاردرمانی ،  سودای ترک رشته داشته اند ، چرا که کسی نام رشته کاردرمانی را نمی شناخته ، چرا که تحمل دیدن و یا شنیدن کلمه ی معلول ، عقب ماندگی ذهنی ، گریه و آب دهان و دماغ و ... را نداشته اند و آرزوی رشته ی پشت میزی و ( به اصطلاح خودشان با کلاس ! ) را داشته اند . اما هر چه در این رشته مانده اند و خوانده اند ، شیفته تر و عاشق تر شده اند و به مسائل این چنینی عادت کرده اند و کمتر اذیت شده اند و بیشتر مفید واقع شده اند و الان جزء افراد متعصب به رشته ی کاردرمانی محسوب می شوند .

نمی توانم تضمین کنم که تمامی افرادی که دغدغه شان ، سوال و احساس بالا است ، پس از 2 سال تحصیل در رشته ی کاردرمانی ، با موارد این چنینی سازش پیدا کنند و دیگر حالشان با دیدن مراجع ناتوان منقلب نشود . اما می توانم به ایشان بگویم که بسیاری از ما و همکارانمان که خود را در این زمینه موفق می پنداریم ، چنین احساس هایی را تجربه کرده ایم و اکنون خداوند را شاکریم که مانع خروج ما از این رشته و انصراف تحصیلی مان شده است ! .

 

در یک کلام . کاردرمانی را می توان عاشق بود . اگر منطقی ، عمیق ، صبور و نوع دوست باشیم و با خلاقیت هایمان راه خودمان را در این رشته باز کرده و جای خودمان را در این رشته پیدا کنیم .

 

 

 

موضوع هفتم : منابع سودمند برای مطالعه بهتر و اشنایی با رشته کاردرمانی

·         WWW.WFOT.ORG

·         WWW.IROTA.IR

·         WWW.OT.BLOGFA.COM

·         کتاب مبانی کاردرمانی : باربارا سابونیز کافی

·         مراجعه به دانشگاه و دانشکده علوم توانبخشی ای که رشته ی کاردرمانی را تدریس می کند و صحبت با دانشجویان ترم های 2 و 4  و 6 و 8 و اساتید ایشان

·         تماس تلفنی با اینجانب در صورت نیاز به راهنمایی بیشتر . ( ابتدا از طریق پیامک خودتان را معرفی کنید و سپس با هم قرار تماس تلفنی را هماهنگ می کنیم . )

 

 

به امید این که انتخاب رشته ، فردای شما دانش آموز گرامی را زیباتر و دلنشین تر کند .

به امید این که شما و کاردرمانی به پای هم پیر شوید !

 

ارادتمند : پارسا هوش ور

کارشناس ارشد کاردرمانی

عضو گروه آموزشی دانشکده علوم توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

 


برچسب‌ها: بازار کار, کاردرمانی ایران, آینده شغلی, انتخاب رشته, کاردرمانی
نوشته شده توسط پارسا هوش ور  | لینک ثابت |